فرهنگ ایمنی در جامعه

دکتر شیرازه ارقامی

 

چكیده

در سرتاسر دنیا، هر روز حوادث بیشماری به علت رفتار انسان رخ می‌دهد. به همین دلیل، رفتار انسان در پیشگیری از حادثه و ارتقای ایمنی مورد توجه قرار گرفته و موجب برانگیختن رویكردی نوین در ایمنی شده است. فرهنگ ایمنی و ارتقای آن، ابزاری نیرومند است كه چنانچه به خوبی بكار گرفته شود، هزینه‌های ناشی از حوادث كاهش خواهند یافت. دستیابی به فرهنگ ایمنی باید از مسیر علمی باشد تا ریشه‌ها و زمینه‌های آن به خوبی شناخته شوند. بررسی‌های مختلف نشان داده‌اند كه اختلاف‌های فرهنگ بومی تاثیری چشمگیر بر رفتار كاركنان دارد. عوامل فرهنگی، نقشی كلیدی در رفتارهای ایمنی و عملكردهای افراد دارند. در واقع فرهنگ ایمنی پاره‌ای از فرهنگ جامعه می‌باشد. ریسك‌پذیری، جرات و جسارت كه عوامل تعیین كننده رفتارهای ایمن هستند، به شدت تحت تاثیر فرهنگ عمومی جامعه قرار دارند. بنابراین ایجاد و ارتقای فرهنگ ایمنی به تغییرات فرهنگی در بطن جامعه وابسته است. پس به كار بستن هرگونه تدبیر یا اعمال هر تغییر و تحولی برای بهبود فرهنگ ایمنی باید با توجه به عوامل فرهنگی صورت گیرد؛ در غیر این‌صورت ممكن است نتیجه‌ای معكوس در بر داشته باشد. ارتقای فرهنگ ایمنی در گرو درك دو اصل بنیادی است. نخست اینكه چنین تغییراتی نیاز به برنامه‌ریزی حساب شده و بررسی عمیق بستر فرهنگ ملی دارد. دیگر آنكه ارتقای فرهنگ ایمنی، راهی طولانی است كه نیازمند صبر و شكیبایی است؛ زیرا تغییر فرهنگ، تنها در دراز مدت امكان‌پذیر است و رخ دادن هرگونه تحول فرهنگی به سال‌ها و بلكه نسل‌ها زمان نیاز دارد. اما طولانی بودن راه دلیلی بر پذیرفتن موقعیت فعلی نیست.

 

مقدمه

هرجند كه هاینریش1 (1931) در مدل دومینو2 نقش انسان را در بروز حوادث تا اندازه‌ای نشان داده بود، اما با پیشرفت حفاظت‌های فنی و بهبود محیط فیزیكی كارگاه‌ها اهمیت انسان و تصمیم‌گیری‌های او در بروز حوادث بیش از پیش نمایان شد. اگر چه بازرسی‌ها و دستورالعمل‌های گوناگون، توجه به تطابق ارگونومیك محیط و وسایل كار با اپراتور و ترفندهای دیگر، خطاهای انسان را در عرصه كار و فعالیت تا اندازه‌ای كاهش داد، اما به هیچ وجه از اهمیت خطای انسان در بروز حادثه و پیامدهای سنگین و گاه جبران ناپذیر آن كم نكرد. همین موضوع باعث شد متخصصان ایمنی برای پیشگیری از بروز حوادث، نگاهی عمیق‌تر بر كاهش خطاهای انسانی داشته باشند و بالاخره فاجعه چرنوبیل موجب شد تا اهمیت فرهنگ ایمنی به روشنی آشكار شود. فرهنگ ایمنی در آغاز برای فن‌آوری‌های پیشرفته مطرح شد، ولی به تدریج جای خود را در صنایع دیگر باز كرد و امروز منتظر است تا جایگاهی مناسب در جامعه به دست آورد.

ارتقای فرهنگ ایمنی در جامعه نه تنها از دیدگاه عمومی و برای همه افراد جامعه مطرح است، بلكه از دیدگاه شغلی نیز اهمیت دارد. زیرا كاركنان هر سازمان پیش از آنكه عضوی از آن سازمان باشند، عضوی از جامعه هستند و هنگامی كه به مرحله اشتغال می‌رسند، كوله‌باری از الگوهای رایج در جامعه را به همراه خود دارند. از سوی دیگر باید به این واقعیت توجه داشت كه در كشورهای در حال توسعه، شماری فراوان از كارگران در صنایع كوچك مشغول به كار هستند كه غالبا ارتباط كافی با مسوولان و كارشناسان بهداشت و ایمنی ندارند. بنابراین نهادینه شدن ایمنی بهترین راه سلامتی آنهاست.

 

فرهنگ و ویژگی‌های آن

فرهنگ یك واژه فنی است كه در نوشته مردم شناسان در نیمه دوم قرن نوزدهم میلادی به كار گرفته شد و به كلیتی پیچیده از اندیشه‌ها اشاره دارد كه انسان در تجربه گذشته خود پدید آورده است و همه باورها، ارزش‌ها، آرمان‌ها، هنرها، فنون و آداب جامعه را در بر می‌گیرد و ساخت و كیفیت زندگی را نمایان می‌كند. به عبارت دیگر، فرهنگ، مجموعه برنامه‌های فكری در اندیشه‌های مردم است كه اعضای یك گروه انسانی را از گروه دیگر جدا می‌كند. فرهنگ برای جامعه انسانی همان حكمی را دارد كه شخصیت برای فرد انسان دارد[1]. برخی نویسندگان معتقدند كه فرهنگ هر جامعه در بر دارنده مجموعه‌ای از عقاید و باورهاست كه دست كم دو ویژگی مشخص دارد. یكی آنكه غالب جمعیت یك جامعه این عقاید را پذیرفته‌اند و دیگر آنكه، پذیرش این باورها و عقاید الزاما بر مبنای گفتگو، متقاعدسازی و یا تجزیه و تحلیل علمی صورت نمی‌گیرد[2]. فرهنگ به وسیله دیگر انسان‌ها آموخته می‌شود و آموزش آن، بر اثر روابط متقابل میان انسان‌ها صورت می‌گیرد. فرهنگ یك میراث اجتماعی است و عواملی مانند، اطلاعات و دانش موجود در جامعه، تحولات و تغییرات اجتماعی، روابط اجتماعی و رسانه‌ها در شكل‌گیری آن دخالت دارند[3]. پاره‌ای از ویژگی‌های فرهنگ را می‌توان چنین برشمرد[1] :

- فرهنگ آموختنی است. فرهنگ یك ویژگی غریزی یا ذاتی نیست و نمی‌توان آن را از راه ژنتیك به دیگران منتقل كرد. بلكه به صورت اكتسابی از نسلی به نسل دیگر انتقال می‌یابد. فرهنگ، مجموعه‌ای از عادت‌هایی است كه آموختنی هستند، پس پیرو قوانین یادگیری است.

- فرهنگ یك پدیده اجتماعی است. فرهنگ نه تنها آموخته می‌شود و در طول زمان به دیگران منتقل می‌شود، بلكه ریشه‌های اجتماعی دارد و شماری از مردم كه در یك گروه یا جامعه زندگی می‌كنند در آن شریك هستند.

- فرهنگ سازگاری می‌یابد. فرهنگ دگرگونی می‌یابد و دگرگونی آن همراه با تطبیق و سازگاری است. هنگامی كه اوضاع زندگی دگرگون می‌شود، نیازهای تازه پدید می‌آیند و سازگاری‌های فرهنگی در برابر آنها ایجاد می‌شود.

- فرهنگ یگانه ساز است. ارزش‌ها، باورها و هنجارها در بین افراد یك جامعه به وسیله فرهنگ یكسان می‌شود. پس فرهنگ می‌تواند یكپارچگی در جامعه ایجاد كند. البته باید توجه داشت كه یكپارچه سازی به زمان نیاز دارد.

همان‌گونه كه بیان شد، فرهنگ مجموعه‌ای از باورها، ارزش‌ها و رفتارها در یك جامعه است. در واقع می‌توان گفت كه فرهنگ، مانند كوه یخ از دو بخش تشكیل شده است. بخشی از آن كه عقاید و باورها را در بر می‌گیرد، پنهان است و بخش دیگر آن كه در بردارنده رفتارهاست، مشاهده شدنی است [1]. بنابراین، رفتارها در جامعه تحت تاثیر فرهنگ آن قرار دارند.

 

فرهنگ ایمنی

اولین بار در سال 1987 عبارت فرهنگ ایمنی در آژانس هسته‌ای OECD درباره فاجعه چرنوبیل بكار رفت. از آن پس تعاریفی گوناگون برای فرهنگ ایمنی ارایه شد [4]. ترنر3 و همكاران در یك پژوهش دریافتند مجموعه‌ای از باورها، هنجارها، انگیزه‌ها، نقش‌ها و عملكردهای اجتماعی و فنی كه موجب كاهش مواجهه كاركنان، مدیران، مصرف‌كنندگان و عموم مردم با شرایط خطرناك و صدمه‌رسان می‌شود، فرهنگ ایمنی را به وجود می‌آورد [4]. یكی از ساده‌ترین و كارآمدترین تعاریف فرهنگ ایمنی، تعریفی است كه كنفدراسیون صنایع انگلیس4 ارایه كرده است. از نظر این موسسه فرهنگ ایمنی عبارت است از عقاید و باورهایی كه همه افراد جامعه درباره ریسك، حادثه و بیماری دارند [4].

 

بافت فرهنگی و رفتار ایمن

بررسی‌های گوناگون در صنایع نشان داده‌اند كه اختلاف‌های فرهنگی تاثیری شگرف بر فرهنگ ایمنی دارند. در واقع باید گفت، فرهنگ ایمنی یك پاره فرهنگ5 است كه ریشه‌های آن در فرهنگ ملی جامعه است [2]. در یك بررسی میدانی، مشكاتی6 و دمل7 (1989) نشان دادند كه عملكرد افراد در صنایع تحت تاثیر تطابق فرهنگ ملی با فرهنگ سازمانی قرار می‌گیرد. آنها شعبه‌های یك صنعت امریكایی را كه فرهنگ سازمانی یكسان داشتند، در سه كشور ایلات متحده، مكزیك و پورتوریكو مطالعه كردند و نشان دادند همان‌گونه كه تطابق میان فرهنگ ملی و فرهنگ سازمانی به‌ترتیب در مكزیك، پورتوریكو و ایالات متحده كاهش می‌یابد، عملكرد ایمن افراد نیز در صنایع بررسی شده كاهش پیدا می‌كند [2]. نتایج مطالعه روكلین8 و می‌یر9 نشان داد كه زمینه‌های فرهنگی تاثیر عمیقی بر فرهنگ ایمنی نیروگاه‌ها دارد[2]. شماری از مطالعات نشان داده‌اند مهم‌ترین ویژگی سازمان‌هایی كه در مدیریت ایمنی محیط‌ها و عملیات خطرناك موفق بوده‌اند، اقدامات حفاظتی شدید و یا دانش اعجاب انگیز آنها نبوده است. بلكه، اعتقاد راسخ آنها بر این باور بوده كه عملیات ذاتا خطرناك هستند و دانش افراد هرگز بی‌نقص نیست. اینها سازمان‌هایی هستند كه در آن مدیران و كاركنان به‌جای خودستایی، به اشتباهات اخیر خود در حوادث و شبه حوادث اشاره می‌كنند.

 

ریسك پذیری

از تعریف‌هایی كه برای فرهنگ ایمنی بیان شد، به‌سادگی می‌توان دریافت كه موضوع فرهنگ ایمنی با میزان ریسك‌پذیری و درك مفهوم ریسك در جامعه ارتباط دارد. خطر و ریسك، اجزای جدانشدنی زندگی هستند، ولی مفهوم این واژه‌ها از نظر مردم و از نظر علمی با یكدیگر تفاوت دارند. از دیدگاه علمی، خطر همان پتانسیل صدمه‌رسانی است و ریسك، احتمال وقوع پیامد ناشی از یك خطر است. از نظر مهندسی، ریسك به صورت كیفی و كمی حساب شدنی است. تصور مردم از خطر، چیزی است كه باید از آن ترسید و جلوی آن را گرفت و ریسك در نظر آنها به معنای آن است كه فرد در برابر به دست آوردن چیزی (مادی – معنوی) خود را با خطر مواجه می‌كند.

درك ریسك در میان مردم، یك پدیده اجتماعی است. دیدگاه مردم نسبت به ریسك تحت تاثیر عوامل مختلف قرار دارد. به همین دلیل، مردم جوامع مختلف نسبت به رد یا پذیرش خطر، نظرهای متفاوت دارند. حتی در یك جامعه، برخی ریسك‌ها برای مردم، مهم‌تر از ریسك‌های دیگر جلوه می‌كنند. برای نمونه می‌توان به افرادی اشاره كرد كه از سوار شدن به هواپیما وحشت دارند، ولی ساعت‌های طولانی در جاده‌ها و با خودروهای نامناسب رانندگی‌می‌كنند. درباره درك ریسك سه موضوع ذیل حائز اهمیت است.

- محدودیت‌های عقلی انسان10: افراد عادی، مفاهیم مربوط به ریسك را برپایه تفسیرهای خود ساده می‌كنند. دو علت اصلی این موضوع اطلاعات موجود افراد و عمومیت دادن به مساله است. به عبارت دیگر حادثه‌ای كه به سادگی قابل تصور است یا به راحتی می‌توان آن را به یاد آورد، عادی و پیش پا افتاده تلقی می‌شود. همچنین به اشتباه تصور می‌شود كه حوادث مشابه، ویژگی‌ها و ریسك‌هایی یكسان دارند. بنابراین در برآورد میزان ریسك توسط انسان خطاهایی منظم روی می‌دهد. در نتیجه ریسك برای حوادثی كه به صورت مكرر رخ می‌دهند، كمتر از اندازه واقعی برآورد می‌شود (مانند تصادف‌های رانندگی و سقوط از نردبان). ولی ریسك برای حوادثی كه كمتر رخ می‌دهند، بیش از اندازه واقعی برآورد می‌شود(مانند سوانح هوایی).

- اعتماد بیش از اندازه11: با آن كه غالبا مردم تصوری نادرست از اندازه ریسك دارند، ولی تصور خود را معتبر می‌دانند و به همین دلیل خود را از خطر‌های معمول در امان می‌بینند.

- سازگاری نداشتن نظر مردم با نظر متخصصان : مشخص شده است كه برآورد ریسك به وسیله متخصصان با آمار مرگ و میر سالانه همخوانی دارد. در صورتی كه در برآورد مردم عادی این همخوانی دیده نمی‌شود. بنابراین باید عامل دیگری به جز تعداد مرگ و میر بر اذهان مردم اثر گذاشته باشد. به نظر می‌رسد هرگاه پیامد یك رویداد، دیررس یا ناشناخته باشد و یا آنكه افراد در مواجهه همیشگی با یك عامل زیان‌آور باشند، مردم ریسك را كمتر از اندازه واقعی برآورد می‌كنند. به عبارت دیگر، باید گفت از دیدگاه علمی، یك مرگ تنها یك مرگ است نه بیشتر و نه كمتر، اما مردم برخی مرگ‌ها را بدتر از مرگ‌های دیگر می‌دانند.

 

تغییر فرهنگ ایمنی

تغییر فرهنگ نیاز به زمان دارد. بسیاری از تغییرات در جامعه ممكن است به سرعت انجام شوند، ولی تغییر فرهنگ كند و بطئی است و ممكن است به سال‌ها و بلكه نسل‌ها زمان نیاز داشته باشد. در هر حال به نظر می‌رسد گام‌های اصلی در تغییر فرهنگ ایمنی جامعه شامل موارد زیر باشد:

- مشخص كردن ضرورت تغییر فرهنگ ایمنی : نخست باید فرهنگ ایمنی دلخواه و آرمانی به شكل یك مفهوم قابل اندازه‌گیری توصیف شود و سپس، تفاوت وضعیت موجود نسبت به آن هدف مشخص گردد.

- ریسك‌پذیری افراد جامعه : چنانچه در گام پیشین مشخص شد، لازم است فرهنگ ایمنی در جامعه ارتقا یابد و علل اصلی بی‌توجهی مردم به ایمنی مشخص شود.

- شناخت بستر فرهنگی جامعه : ویژگی‌های فرهنگ عمومی جامعه باید به دقت بررسی شوند تا بتوان برنامه‌های مناسب را طرح‌ریزی كرد. برنامه‌هایی كه با بستر فرهنگی موجود تفاوت زیاد داشته باشند، پذیرفته نخواهند شد.

- ارتباط با مردم و آگاه كردن آنها از ضرورت تغییر فرهنگ ایمنی در جامعه : همان‌گونه كه پیش از این بیان شد، فرهنگ آموختنی است، پس تغییر فرهنگ از اصول یادگیری پیروی می‌كند. آموزش همگانی از طریق رسانه‌های جمعی می‌تواند بهترین راه برای بالا بردن آگاهی مردم و تغییر نگرش‌ها باشد. مردم معمولا در برآورد اندازه ریسك اشتباه می‌كنند و همین موضوع دست‌مایه اولیه برای استقبال از خطر است. بنابراین بالا بردن آگاهی مردم و معرفی ریسك‌های واقعی می‌تواند محرك خوبی برای تغییر رفتارها باشد. برنامه‌های آموزشی نیاز به دقت و توجه ویژه دارند. در این برنامه‌ها باید ویژگی‌های گروه مخاطب به دقت ارزیابی شده و پیام به گونه‌ای باشد كه بتواند در ذهن مردم نفوذ كند و موجب تغییر رفتار شود.

 

بهترین راه برقراری ارتباط با مردم استفاده از تلویزیون، رادیو، جراید، پوسترها و تبلیغات خیابانی است. ولی چگونه برقراری ارتباط و تنظیم و تدوین برنامه‌های مناسب نقشی مهم در یادگیری افراد دارند. مردم معمولا آموزش‌های مستقیم را نمی‌پسندند و یادگیری آنها از آموزش‌های غیر مستقیم عمیق‌تر و پایدارتر است. به همین دلیل هنگام ارتباط با مردم باید از برنامه‌هایی استفاده كرد كه برای آنها جالب است. توجه به این نكته نیز مهم است كه الگوبرداری محض از روش‌های موفق در كشورهای دیگر ممكن است به علت عدم سازگاری با بستر فرهنگی مردم ما با شكست روبرو شود.

راه دیگر ارتباط كه می‌تواند باعث تحول فرهنگ ایمنی شود، نفوذ در میان كودكان و نوجوانان است. بنابراین همه مراكز آموزشی (پیش‌دبستانی تا دبیرستان) رسالتی بزرگ بر عهده دارند. فراهم كردن كتاب‌های آموزشی پیش‌دبستانی و شعرها و قصه‌های كودكان كه در عین جذابیت، مفاهیم ایمنی را در ذهن كودكان القا كند، بسیار سودمند است.

- حذف الگوهای نادرست و از بین بردن تضاد در جامعه : آموزش‌ها هنگامی موثر خواهند بود كه الگوها و اسوه‌های مردم در جامعه برخلاف آن آموزش‌ها، رفتار نكنند.
- تشویق مردم در ارایه راه‌حل‌های مناسب و درگیر كردن ذهن آنها با مشكلات ایمنی موجود در جامعه.
- پایش، سنجش و ارزیابی نتایج برنامه‌ها.
- اصلاح برنامه‌ها و اجرای برنامه‌های اصلاح شده در جهت اهداف مورد نظر.

 

نتیجه‌گیری

تامین سلامت و تندرستی افراد جامعه نه تنها یك رویكرد انسانی و یك گرایش نظری است، بلكه موجب حفظ منابع مالی و اقتصادی كشور می‌شود. بنابراین غنی كردن فرهنگ ایمنی در جامعه هدفی ارزشمند است. دستیابی به این هدف، برنامه‌ریزی دقیق و حساب شده‌ای را می‌طلبد. هرقدر برنامه‌ها و راه‌كارها بهتر و سنجیده ‌تر باشند؛ رسیدن به هدف، علمی‌تر و آسان‌تر خواهد بود. از سوی دیگر، انسان موجودی چند وجهی و پیچیده است، بنابراین رفتارهایی كه از او سر می‌زند، برآیند عوامل گوناگون است. به همین دلیل ارتقای فرهنگ ایمنی در جامعه و ایمن كردن فكر و عمل افراد باید از دیدگاه‌های مختلف بررسی و ارزیابی شود. این موضوع نشان می‌دهد كه تغییر فرهنگ ایمنی در گرو یك هماهنگی گروهی و دراز مدت است. بنابراین برای طرح‌ریزی برنامه‌های موفق، باید متخصصان مختلف با یكدیگر همكاری كنند. گروه مسوول در این زمینه دست كم باید شامل متخصان ایمنی، جامعه شناسی، مدیریت، روانشناسی، تكنولوژی آموزشی، علوم ارتباطات، آمار و تعلیم و تربیت باشد.

نكته دیگر این است كه فرهنگ ایمنی به معنای حذف كامل ریسك‌پذیری نیست، بلكه معقول كردن ریسك‌پذیری است. چه بسا بسیاری از حوادث ناگوار و عواقب ناخوشایند آنها كه به وسیله عملیات متهورانه و جسورانه كنترل و یا حذف شده‌اند. جسارت، عملی است كه به شدت تحت تاثیر فرهنگ قرار دارد. بنابراین پیدا كردن نقطه موازنه برای ریسك‌پذیری معقول بسیار مهم است.

 

 

1- Heinrich

2- Domino Model

3- Turner

4- Confederation of British Industry

5- Subculture

6- Meshkati

7- Demel

8- Rochlin

9- Meier

10- Human Intellectual Limitation

11- Overconfidence

خبرنامه

اطلاعات تماسی

تلفن : ۰۲۱۲۲۹۲۴۹۸۷

ایمیل :‌ info [@] safetymmesage [dot] com

درباره پیام ایمنی

فعاليت سايت پیام ایمنی از سال 1382 همزمان با انتشار نشریه پیام ایمنی آغاز گرديد. هدف ما از طراحی اين سايت، ايجاد مرجعی کامل و كارآمد از موضوعات ایمنی، بهداشت، محیط‏ زیست و آتش‏ نشانی، به منظور رفع نياز محققين و علاقمندان در كشور است.


طراحی سایت و طراحی گرافیک توسط استودیو طراحی حاشیه