ارزیابی وضعیتی فرهنگ ایمنی

حجت‌ا.. رضازاده و ناهید شیخان

 

مقدمه

بسیاری از رهیافت‌ها برای مطالعه فرهنگ ایمنی مستقیما بر روی ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی و فرضیات اساسی تمركز می‌كنند. با این وجود، رهیافت‌ها محدودیت‌هایی دارند؛ یكی از این محدودیت‌ها آن است كه همبستگی بین اولویت‌های عمومی و رفتارهای ویژه افراد تقریبا كم است. پاسخ به سوالات عمومی در مورد هنجارها و ارزش‌ها تضمین نمی‌كند كه جنبه‌ها و فرضیات مورد نظر در ارزیابی، دقیقا مشابه آنهایی باشند كه در زندگی واقعی هستند. علاوه بر این، بسیاری از هنجارهای مختلف و حتی رقابت كننده می‌توانند در یك وضعیت مشخص، فعال شوند. غلبه یك هنجار را نمی‌توان از طریق شناخت آن هنجار معلوم كرد، بلكه این كار فقط از طریق در نظر گرفتن دقیق وضعیت، امكان‌پذیر است.

این مشاهدات نشان می‌دهد كه باید رهیافتی وجود داشته باشد كه كار را از وضعیت‌ها آغاز كند، نه از هنجارها. رهیافت‌های وضعیتی به طور موفقیت آمیزی در مدیریت منابع انسانی مورد استفاده قرار می‌گیرند. با افراد دارای تجربه در رابطه با شبه حوادث ناشی از اشتباه، مصاحبه گردید. از آنها در مورد وضعیت مربوطه و همچنین عكس‌العمل‌ها، احساسات و افكاری كه آنها و سایرین داشتند، سوال گردید. پاسخ‌های بدست آمده از مصاحبه‌ها امكان تفسیر و تعبیر نمونه را فراهم آورد. سپس از افراد پرسیده شد كه چگونه به یك وضعیت نمونه معین پاسخ می‌دهند و دیگران چه عكس‌العملی از خود بروز می‌دهند. یكی از نكات اساسی آن است كه وضعیت‌ها باید نمونه‌ای از موارد واقعی باشند. اگر این وضعیت‌ها به دقت به وجود آیند، رهیافت وضعیتی می‌تواند مكملی عمده برای سایر روش‌های ارزیابی فرهنگ ایمنی محسوب شود. در این مقاله ابتدا فرهنگ و وضعیت‌ها شامل اجزای فرهنگ و اقدامات لازم در وضعیت‌های مختلف بطور كامل بررسی می‌شوند، سپس به رهیافت وضعیتی یعنی ایجاد سناریوها و حالات دیگر آن می‌پردازیم.

 

1- فرهنگ و وضعیت‌ها

1-1- اجزای فرهنگ

فرهنگ ایمنی یك عامل مهم و برجسته در شكل‌گیری روش‌های ایمنی است. علاقه به مفهوم این فرهنگ از این بینش ناشی شده كه همه چیز نمی‌تواند تحت حاكمیت قوانین و مقررات رسمی قرار گیرد. در عین حال این مفهوم می‌تواند گمراه كننده باشد؛ به طوری كه تلاش برای ارزیابی آن، كار مشكلی است.

به منظور محدود كردن دامنه فرهنگ به عنوان یك مفهوم، می‌توان فرهنگ سازمانی را به صورت الگویی از فرضیات پایه جهت درك، تفكر و احساس تعریف كرد. فرهنگ برای هماهنگ كردن فعالیت‌های اعضای خود، از طریق تنظیم یا هماهنگی ادراكات، افكار، احساسات و بالاتر از همه، فعالیت آنها اقدام می‌كند. یك فرهنگ استوار می‌تواند باعث آرامش اعضای خود شود. به عبارت دیگر می‌تواند از طریق تفسیر و معنی دادن به وقایع و اقدامات باعث كاهش موارد نامشخص و عدم قطعیت‌ها شود. فرهنگ، محصولی از یك فرآیند یادگیری طولانی است كه در طی آن، یك گروه یا یك سازمان روش‌های مطلوبی را جهت برخورد با مسایل و مشكلات ایجاد می‌كنند. فرهنگ به افراد كمك می‌كند تا رویدادها و وضعیت‌ها را ارزیابی كنند. این ارزیابی شامل دو جنبه تفسیر از واقعیت (رویدادها چگونه هستند) و مقایسه تفسیر با یك هنجار اجتماعی (رویدادها چگونه باید باشند) می‌باشد. به طور مستقیم یا غیر مستقیم، این ارزیابی به نتایج رفتاری قابل مشاهده (بررسی و مرور بعضی رویدادها و یا درخواست اطلاعات از ناظر)، محصولات فیزیكی (مانند یك ابزار تكمیل شده یا یك اتاق تمیز شده) و یا هر دو منجر می‌شود.

سه طبقه فرهنگ را می‌توان چنین فرض كرد:

  • رفتارها و محصولات مصنوعی قابل مشاهده
  • ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی
  • فرضیات اساسی پایه.

رفتار و محصولات مصنوعی، اولین مواردی هستند كه یك فرد خارجی می‌تواند در هنگام ورود به یك سازمان ببیند، احساس كند و بشنود. این طبقه شامل تمام رویدادهای قابل مشاهده و همچنین وجود دستورالعمل‌ها، ثبت‌های شركت، محصولات و گزارشات سالیانه می‌باشد. مشكل اصلی در رابطه با این محصولات مصنوعی آن است كه به سختی می‌توان آنها را كشف كرد. اگر یك اپراتور لیفتراك با سرعت زیاد رانندگی كند و سرپرست قسمت او را متوقف نكند و به او تذكر ندهد، خطایی كه صورت گرفته است می‌تواند سهم عمده‌ای در استمرار رفتار ناایمن داشته باشد. این امر می‌تواند به خودی خود یك رویداد مجزا تلقی شود.

یكی از مهمترین اهداف مطالعه فرهنگ ایمنی، شناسایی ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی به شمار می‌رود. ارزش‌ها می‌توانند به عنوان حالات ترجیهی استنباط شده و هنجارهای اجتماعی، در تعیین حالات مناسب رفتاری برای افراد موثر باشند. با این وجود هنوز هم فرق بین ارزش‌ها و هنجارها واضح نیست هنجارها بر قالب‌بندی واقعی رفتار مطلوب تاكید دارند، در حالیكه ارزش‌ها تمایل دارند یك دلیل عقلانی و منطقی برای یك رفتار ویژه ارایه نمایند. بسیاری از ابزارهای موجود كه صرفا برای ارزیابی ایمنی طراحی شده‌اند، بر روی هنجارها و ارزش‌ها تمركز دارند. یك مثال در این زمینه، بررسی ایمنی صورت گرفته در موسسه روان‌شناسی كار در موسسه تكنولوژی فدرال سوییس می‌باشد. در این ارزیابی جملاتی نظیر  «ایمنی مقدم بر تولید است» و «مسوول هر مرحله فرآیندهای كاری، مشخص است » مورد بررسی قرار گرفتند. از پاسخ دهندگان خواسته شد تا میزان صحت این جملات را بیان كنند. در یك مطالعه مشابه دیگر نیز، پاسخ‌های مربوط به هنجارهای فردی ایمنی به دست آمد.

طبقه دیگر فرهنگ ایمنی، فرضیات اساسی پایه می‌باشد. فرضیات اساسی پایه، غالبا فرضیات غیر آگاهانه‌ای هستند كه تعیین كننده ادراكات، فرآیندهای فكری، احساسات و رفتار می‌باشند. این فرضیات دارای چنان رشته عمیقی هستند كه به ندرت در سازمان راجع به آنها صحبت می‌شود و در بسیاری از مواقع، افراد از چگونگی عملكرد آنها آگاهی ندارند (در واقع این همان تعبیر لغت غیر آگاهانه است). به عبارت دیگر فرضیات اساسی پایه، همان اعتقادات قوی ریشه‌یافته در رابطه با چگونه بودن رویدادها می‌باشند. این اعتقادات به صورت قوانینی عمل می‌كنند كه به فرد می‌گویند چه كاری را انجام دهد و چه مواردی را نادیده بگیرد. این قوانین انتخابی، در هنگام گرفتن و پردازش اطلاعات موجود در یك وضعیت مشخص، بلافاصله عمل می‌كنند. این عملكرد تا حد زیادی به صورت اتوماتیك می‌باشد.

فرضیات اساسی پایه معمولا از تجارب فردی ناشی می‌شوند، اما آنها از طریق سنت و رسوم نیز به عنوان بخشی از فرآیند جمعی، انتقال می‌یابند. برای مثال برخی از این فرضیات عبارتند از:

«اگر نیمه شب رییس را صدا بزنیم و از خواب بیدار كنیم و بعد معلوم ‌شود كه آن رویداد اهمیت چندانی نداشته است، او ناراحت خواهد شد؛ حتی اگر خود او از ما خواسته باشد كه او را صدا بزنیم» و « از این دو وسیله، اولی قابل اعتمادتر است و در صورت داشتن تردید، نباید به دومی اعتماد كرد». یك فرضیه اساسی پایه در سطح فردی، می‌تواند چنین باشد: « من تنها كسی در گروه هستم كه نمی‌داند چگونه این وظیفه را بدرستی انجام دهد و هیچكس نباید به این موضوع پی ببرد». گاهی اوقات این فرضیات چنان آشكار و بدیهی هستند كه هیچ وقت مورد سنجش قرار نمی‌گیرند و از آنها صحبتی نمی‌شود (شكل 1).

 

شكل 1- درك، ارزیابی و انتخاب یك اقدام در یك وضعیت مشخص كه تحت تاثیر هنجارها، ارزش‌ها و فرضیات اساسی پایه قرار دارد.

 

 

1-2- اقدام در وضعیت‌ها

اگر فرضیات پایه و همچنین ارزش‌ها و هنجارها باعث هدایت رفتار شوند، طبیعی است كه بخواهیم آنها را مستقیما مورد ارزیابی قرار دهیم. این بررسی بدون شك ارزشمند می‌باشد، اما محدود به توانایی هنجارها و اعتقادات عمومی در پیش‌بینی رفتارهای ویژه است.  سوالات عمومی فقط برای تمایلات رفتاری عمومی می‌توانند عامل پیش‌بینی كننده به شمار روند؛ در حالی كه پیش‌بینی تخصصی‌تر مستلزم در نظر گرفتن حالات تخصصی رفتارهای مورد بحث می‌باشد. به نظر می‌رسد كه در این زمینه شش جنبه دارای اهمیت است.

 

- تمام فرضیات و هنجارهای اجتماعی رسمی نیستند.

گروه‌ها دارای ارزش‌ها و هنجارهایی غیر رسمی هستند كه ممكن است در تضاد با ارزش‌ها و هنجارهای رسمی باشند. برای مثال وجود هنجارهای تولید در گروه‌ها به خوبی مستند شده است. هنجارهای تولید باعث تنظیم میزان كاری كه قانونی فرض شده است، می‌شوند (مانند كار نسبتا خوب روزانه). اگر كسی كمتر یا بیشتر از حد تعیین شده تولید كند، توسط گروه مواخذه می‌شود. به طور مشابه، هنجار مربوط به همبستگی گروه ممكن است نزاع یا داد و فریاد را منع كند و یا مدیریت را از مشكلات احتمالی ایمنی كه توسط سایر اعضای گروه به وجود آمده، با خبر كند.

 این هنجارهای گروهی راه تكامل هنجارهای سازمانی را تغییر می‌دهند؛ حتی ممكن است آن را تضعیف كنند. هنجارهای اجتماعی ممكن است در بررسی‌ها به خوبی تشخیص داده نشوند. از این رو برای كشف آنها باید توجه ویژه‌ای مبذول داشت.

 

- سازمان‌ها ممكن است با هنجارهای متضاد ارتباط برقرار كنند.

ممكن است رفتار روزمره مدیران برخلاف اسناد و مدارك و بحث‌های سیاسی رسمی كه ایمنی را در اولویت می‌دانند، باشد. بدیهی است رفتار دارای تاثیر بیشتری در مقایسه با ارزش‌های حمایت شده رسمی می‌باشد. علایم مشخص ناراحتی مدیر نیروگاه در واكنش به شروع به كار راكتور با تاخیر، ممكن است اولویت‌های گروه را از« ایمنی» به «سرعت در كار» تغییر دهد، ولواینكه مدیر نیروگاه مرتبا بر اولویت قطعی ایمنی تاكید داشته باشد. این تغییر می‌تواند به آرامی رخ دهد.

 

- هنجارهای اجتماعی توصیفات عمومی هستند كه بیانگر نحوه صحیح انجام كارها می‌باشند.

هر چند كه وضعیت‌های ویژه شامل چندین هنجارند كه باید موازنه شوند. برای مثال یك هنجار كه مربوط به بحث آزادانه در مورد خطاها می‌باشد، ممكن است با یك هنجار مشترك دیگر همراه شود كه افراد را از گزارش خطاهای همكاران خود به سرپرستان (معمولا در هنگامی كه احتمال تنبیه آن همكار خطا كار وجود دارد) منع می‌كند. در حقیقت مهم نیست كه هنجارها با هم مطابقت داشته باشند، بلكه مهم آن است كه هنجارهای مختلف و متضاد با هم موازنه شوند.

 

- رفتار، تحت تاثیر بسیاری از محاسبات مربوط به احتمال نتایج مختلف قرار می‌گیرد.

این ملاحظات شامل هنجارهای اجتماعی و محاسبات هزینه، خسارت و درآمدهای فردی می‌باشند. برای مثال بسیاری از افراد هنجار مربوط به «كمك كردن» را هنگامی كه از آنها كمك خواسته می‌شود تصدیق می‌كنند و آن را قبول دارند. با این وجود اینكه آیا آن هنجار می‌تواند سایر ملاحظات را نادیده بگیرد یا نه، قابل بحث است. در رابطه با ایمنی، افرادی كه یك استراتژی احتیاط آمیز را در یك وضعیت معین ترجیح می‌دهند، ممكن است احتمال ترسو و بزدل فرض شدن از طرف دیگران را در نظر بگیرند. بنابراین به كار بردن هنجارها در وضعیت‌های ویژه كه در آنها بسیاری از ملاحظات دیگر نیز وجود دارد، ممكن است بین هنجارها و رفتارها تضاد ایجاد كند.

 

- بسیاری از هنجارهای اجتماعی را مشكل می‌توان بر زبان آورد

دقیقا همانند بسیاری از افراد كه می‌توانند یك خطای گرامری را تشخیص دهند، اما نمی‌توانند قانون مربوط به آن را تشریح كنند؛ بسیاری از هنجارها را نیز نمی‌توان به سادگی تشریح كرد و فقط می‌توان آنها را در وضعیت‌های معینی به صورت فعال دید و این زمانی است كه سرپیچی از این هنجارها قابل تشخیص می‌شود. سختی این كار همانند یاد دادن هنجارها و محدودیت‌های آنها به كودكان می‌باشد. كودكان تمایل دارند تا هنجارها را به صورت لفظ به لفظ یاد بگیرند و هنگامی كه آنها را به خاطر گفتن این جمله كه «آیا آن مرد مسخره به نظر نمی‌رسد؟» مواخذه می‌كنیم، آنها فورا جواب می‌دهند كه «خود شما گفتید كه همیشه حقیقت را بگویم».

 

- هنجارها و اعتقادات همیشه فعال نیستند.

در بسیاری از موارد ممكن است برای یك فرد یا گروه مشخص نباشد كه یك هنجار معین مربوط به كدام وضعیت می‌باشد. برای مثال به خوبی روشن است كه ریسك‌های مربوط به اقدامات خاص در صورتی كه در بسیاری از اوقات به نحو موفقیت‌آمیزی انجام گیرند، كمتر برآورد می‌شوند. لذا این برآورد نمی‌تواند دلیلی بر عدم وجود خطر باشد. مثلا اگر اعضای یك گروه در مورد یك تشخیص یقین حاصل كنند، احساس خواهند كرد كه همه چیز طبیعی است؛ به عنوان مثال آنها اخطار درجه حرارت بالا را كه توسط نمایشگر نشان داده شده است نادیده می‌گیرند، تنها به این دلیل كه فشارسنج قبلا هم چندین بار مقادیر درجه حرارت بالا را به صورت نادرست نشان داده است. در این موارد، نمی‌توان وضعیت را  به گونه‌ای تعریف كرد كه ایمنی در اولویت باشد. بنابراین، هنجارهای ایمنی ممكن است در افكار افراد مربوطه با اهمیت جلوه نكنند. فقط ادراك بعد از آن مشخص خواهد كرد كه ایمنی یك مساله مهم است و بر اساس این ادراك طبیعی است كه هنجارهای ایمنی در یك وضعیت معین، فعال می‌شوند. ویلسون و هاگس (1992) بیان كرده‌اند كه افراد غالبا دارای یك پایگاه اطلاعاتی بزرگ و متضاد می‌باشند كه مربوط به نگرش‌های آنها در مورد تمام عناوین مشخص می‌باشد. نگرشی كه آنها در هر لحظه دارند، به زیر مجموعه اعتقادات آنها بستگی دارد.

 

2- رهیافت وضعیتی

بسیاری از هنجارهای اجتماعی و به ویژه فرضیات اساسی پایه آنها را نمی‌توان از طریق پرسش و تحقیق مستقیم كشف كرد. با اعتراف به اینكه ارزش‌ها و فرضیات در وضعیت‌ها بیان می‌شوند، رهیافت وضعیتی توصیه شده، رهیافتی است كه بر اساس آن، به طور مستقیم از افراد در مورد ارزش‌ها و هنجارها سوال نمی‌شود؛ بلكه آنها را با یك مساله پیچیده روبرو می‌كند كه ناشی از هنجارهای اجتماعی متضاد و مغایر و همچنین هزینه‌ها و مزایای مربوط به انواع مختلف رفتارها می‌باشد. از افراد سوال می‌شود كه در صورت قرار گرفتن در وضعیتی خاص، چه عكس‌العملی از خود بروز می‌دهند و به عقیده آنها بقیه افراد چه كار خواهند كرد و عكس‌العمل آنها چه تاثیری بر رفتار بقیه خواهد گذاشت. ارزش این رهیافت در انتخاب پرسنل به خوبی روشن است.

 

وضعیت1

فرض كنید باید راكتور را راه‌اندازی كنید و فقط 20 دقیقه برای انجام این كار زمان در اختیار دارید. بعد از آن زمان به دلیل تشكیل گزنون باید 2 روز، صبر كنید. در این فاصله توصیه می‌شود بازبینی‌های ایمنی صورت گیرد. معلوم نیست كه بتوان اینگونه بازبینی‌ها را در این زمان اندك انجام داد.

  • شما چه كاری انجام می‌دهید؟
  • چگونه اقدام می‌كنید؟
  • دیگران در مورد عكس‌العمل شما چگونه فكر خواهند كرد؟

 

رهیافت

پاسخ‌ها را می‌توان با توجه به روش‌های ایمنی، شناخت قوانین، ارزیابی ریسك وضعیت‌ها یا ارزش‌ها و هنجارهای مغایر، مورد تجزیه و تحلیل قرار داد.

 

وضعیت 2

فرض كنید شما باید راكتور را راه‌اندازی كنید. فقط 20 دقیقه برای انجام این كار زمان در اختیار دارید. بعد از آن زمان به دلیل تشكیل گزنون، باید 2 روز صبر كنید. در این فاصله توصیه می‌شود بازبینی‌های ایمنی صورت گیرد. معلوم نیست كه بتوان اینگونه بازبینی‌ها را در این زمان اندك انجام داد. سرپرست شیفت تصمیم می‌گیرد تا این كار را انجام دهد، با وجود اینكه باید از یك بازبینی صرف نظر كند. تجربه نشان می‌دهد كه اینگونه بازبینی‌ها اهمیت ندارد؛ زیرا شرایطی كه پایش می‌شود، همیشه قابل قبول بوده است.

  • آیا شما با تصمیم سرپرست شیفت موافقید؟
  • آیا فكر می‌كنید سایر اعضای گروه با این تصمیم موافق باشند؟
  • اگر كسی در مورد این تصمیم تردید داشته باشد، شما چه واكنشی نشان می‌دهید؟

 

وضعیت 3

فرض كنید شما باید راكتور را راه‌اندازی كنید و فقط 20 دقیقه برای انجام این كار زمان در اختیار دارید. بعد از آن به دلیل تشكیل گزنون، باید 2 روز صبر كنید. در این فاصله توصیه می‌شود بازبینی‌های ایمنی صورت گیرد. معلوم نیست كه بتوان اینگونه بازبینی‌ها را در این زمان اندك انجام داد.

سرپرست شیفت تصمیم می‌گیرد تا این كار را انجام دهد، حتی با وجود اینكه باید از یك بازبینی صرف نظر كند. هر كسی می‌داند كه اینگونه بازبینی‌ها واقعا ضرورتی ندارد، زیرا شرایطی كه پایش می‌شود، همیشه قابل قبول بوده است. بنابراین تمام گروه از سرپرست شیفت حمایت می‌كنند، اما شما تردید دارید.

  • آیا شما از تردید خود اطلاع دارید؟
  • چه عكس‌العملی را از ناظران و همكاران خود انتظار دارید؟
  • اگر آنها شما را مسخره كنند یا به صلاحیت شما شك كنند، باز هم پافشاری خواهید كرد؟

از طریق این نوع سوالات، هنجارهای اجتماعی و فرضیات اساسی پایه كه غالبا آشكار می‌باشند، از طریق زمینه وضعیتی، فعال می‌شوند. پاسخ به این سوالات در این سناریوها می‌تواند حالات مختلفی داشته باشد. پاسخ‌ها را می‌توان به مصاحبه شوندگان واگذار كرد (سوالات آزاد). این پاسخ‌ها غالبا اطلاعات سودمندی را در رابطه با جنبه‌های مهم وضعیت كه برای افراد اهمیت دارند ارایه می‌دهند. عیب این رهیافت آن است كه پاسخ به سوالات باز را به سختی می‌توان در بین افراد، گروه‌ها یا سازمان‌ها با هم مقایسه كرد. مقایسه در حالت‌های چند گزینه‌ای ساده‌تر می‌باشد و این امر در مثال زیر نشان داده شده است.

 

پاسخ‌های ممكن به وضعیت 2

1- من تردید دارم، اما این مسوولیت خود او می‌باشد.

2- من تردید دارم، اما اعتراض بی‌فایده است.

3- من فكر می‌كنم او اشتباه می‌كند و به همین دلیل به او خواهم گفت.

البته می‌توان دو حالت را از طریق شروع كردن مصاحبه با سوالات باز، تركیب كرده و سپس احتمالات مربوطه را استخراج كرد. این نوع مصاحبه را می‌توان با افراد و همچنین گروه‌ها انجام داد. برگه سوالات لزوما نباید مصاحبه شوندگان را درگیر كند، بلكه پس از كسب تجربه در این نوع ارزیابی می‌توان پرسش‌نامه‌های وضعیتی را ایجاد كرد.

 

2-1- حالت دیگر رهیافت وضعیتی

حالت دیگر عبارت از یك مصاحبه می‌باشد كه از پاسخ‌دهندگان خواسته می‌شود تا رفتار خود را در وضعیت‌هایی كه به طور واقعی تجربه كرده‌اند، تشریح كنند. برای مثال:

  • وضعیتی را تشریح كنید كه شما یك نقص عملكردی ماشین را تشخیص داده و آن را اصلاح كرده‌اید.
  • وضعیتی را تشریح كنید كه در آن راجع به خطایی كه مرتكب شده‌اید، به طور آزادانه بحث كرده‌اید.
  • وضعیتی را تشریح كنید كه در آن، رفتار محافظه‌كارانه‌ای داشته‌اید.
  • وضعیتی را شرح دهید كه در آن، نسبت به اقدامی كه می‌خواستید انجام دهید، احساس راحتی نداشته‌اید.
  • وضعیتی را شرح دهید كه در آن نسبت به تصمیمات پیشنهاد شده توسط سرپرست، تردید داشته‌اید.
  • وضعیتی را تشریح كنید كه در آن احساس می‌كردید قوانین غیر ضروری مانع از انجام اقدامات به صورت موثر شده‌اند.

هنگام پاسخ‌گویی به سوالات، پاسخ‌دهندگان باید جزییات ویژه‌ای از مواردی كه اتفاق افتاده است را بیان كنند و نقل قول‌ها را بیشتر به صورت لفظ به لفظ بیان كنند تا اینكه بخواهند آنها را گزارش كنند.

 

3- نتیجه‌گیری

استفاده از رهیافت وضعیتی نیاز به طرح‌ریزی دقیق و مهارت قابل ملاحظه‌ای دارد. تخصص در مصاحبه و مشاهده رفتاری و داشتن تجربه در زمینه تحت مطالعه، ضروری می‌باشد. در این رابطه همكاری بین دانشمندان علوم اجتماعی و متخصصان فنی و افراد سازمان مورد نظر توصیه می‌شود. مانند تمامی پرسش‌نامه‌ها یا روش‌های دیگر مصاحبه ، این نوع ارزیابی نیز به دلیل آن كه پاسخ‌ها بیشتر تمایلات اجتماعی دارند تا اینكه دقیق باشند، در معرض خطا می‌باشد. با استفاده از پرسش‌نامه‌ها یا مصاحبه‌های عمومی، اعتبار نتایج بیشتر می‌شود. با این وجود، جمله‌بندی دقیق پرسش‌نامه‌ها و مهارت در روش مصاحبه و همچنین وجود اعتماد بین مصاحبه‌گر و مصاحبه شونده، از نكات اساسی در در انجام اینگونه تحقیقات محسوب می‌شوند.

جدا از مطالب مربوط به اعتبار نتایج، رهیافت وضعیتی در زمینه خود ارزیابی، یك ابزار كلیدی محسوب می‌شود. ارزیابی وضعیتی، روشی جایگزین برای سایر رهیافت‌ها نمی‌باشد. به عبارت دیگر مصاحبه‌ها و پرسش‌نامه‌هایی را كه مستقیما بر روی هنجارها، فرضیات و عادات تمركز می‌كنند، به هیچ وجه نمی‌توان نادیده گرفت. به نظر می‌رسد كه رهیافت وضعیتی مكمل سایر روش‌های ارزیابی فرهنگ ایمنی محسوب می‌شود.

 

مراجع:

1- ARGYRIS, C, and SCHON, D.A., Theory in practice: Increasing professional effectiveness, San Francisco: Jossey-Bass, (1974).

2- CROPANAZNO, R, JAMES, K. and CITERA, M., A goal hierarchy model of personality, motivation, and leadership. Research in Organisational Behaviour, 15, pp. 267-322. (1993).

3- EDER, R. W., and Rerris, G. R., The employment interview: theory, research, and practice. Newbury Park, CA: Sage. (1989).

4- EPSTEIN, S., Integration of the congnitive and the psychodynamic unconscious. American Psychologist, 49, pp. 709-24. (1994).

5- FASIO, R. H. How do attitudes guide behaviour In SORRENTINO, R. M. and HIGGINS, E. T., Handbook of motivation and cognition (pp.204-43). Chechester. UK: Wiley. (1986).

6- FLANGAN, J. C., The critical incident technique. Psychological Bulletin, 51, pp. 327-58. (1954).

خبرنامه

اطلاعات تماسی

تلفن : ۰۲۱۲۲۹۲۴۹۸۷

ایمیل :‌ info [@] safetymmesage [dot] com

درباره پیام ایمنی

فعاليت سايت پیام ایمنی از سال 1382 همزمان با انتشار نشریه پیام ایمنی آغاز گرديد. هدف ما از طراحی اين سايت، ايجاد مرجعی کامل و كارآمد از موضوعات ایمنی، بهداشت، محیط‏ زیست و آتش‏ نشانی، به منظور رفع نياز محققين و علاقمندان در كشور است.


طراحی سایت و طراحی گرافیک توسط استودیو طراحی حاشیه