کاربرد ایمنی مبتنی بر مدیریت استراتژیك در محیط های كار

دكتر یداله حمیدی، دکتر ایرج محمد فام

 

مقدمه

 مدیریت استراتژیک مجموعه ای از تصمیمات و اقدامات مدیریتی است که عملکرد بلند مدت یک سازمان را تعیین می کند. در این مدیریت تحلیل محیط (درونی و بیرونی)، تنظیم استراتژی (برنامه ریزی استراتژیک)، اجرای استراتژی و کنترل و ارزشیابی استراتژی انجام می شود. بنابراین این مدیریت موضوعاتی چون برنامه ریزی بلند مدت و استراتژی های اصلی را در بر می گیرد. طی چند سال اخیر در اکثر صنایع و بخش های تولیدی/خدماتی کشورهای مختلف، یکی از مهمترین موضوعاتی که از اولویت اساسی برخوردار گشته، گسترش تفکر استراتژیک و اجرای برنامه های تحول در چارچوب مدیریت استراتژیک می باشد.

در عصر اطلاعات و ارتباطات الكترونیكی، همه سازمان ها تحت تاثیر چالش هایی نظیر تغییر توقعات و خواسته های جدید مشتریان، بهبود کیفیت، حوادث شغلی، گسترش رقابت و تحولات گسترده اقتصادی، اجتماعی، جمعیتی، فرهنگی و فن آوری قرار می گیرند و باید راهکارهایی را انتخاب کنند تا در رقابت پرشتاب باقی مانده و به حیات خود ادامه دهند. مدیریت استراتژیک با تحلیل جامع وضعیت درونی و بیرونی سازمان با انتخاب استراتژی های رقابتی و موثر، بین فعالیت های سازمان و محیط بیرون تناسب قابل توجهی ایجاد می کند.

خصوصا در سازمان هایی که به دنبال توسعه، نوآوری، به حداکثر رساندن اثربخشی و کارایی، ایمنی و کاهش خطرات و حوادث شغلی هستند، اقداماتشان باید در چارچوب مدیریت استراتژیک صورت گیرد.

مطمئنا یکی از اهداف استراتژیک و مهم در صنایع ایران، ارتقای سلامت و ایمنی کارکنان و توسعه فرهنگ سلامتی و بهبود کیفیت خدمات می باشد که تشکیلات ایمنی می تواند در این زمینه خدمات فراوانی را ارایه نماید و در چارچوب مدیریت استراتژیک نقش پررنگی در برنامه های پیشگیری از صدمات و بیماری ها و حفظ سلامت کارکنان و ارتقای کیفیت زندگی شغلی ایفا نماید.

هدف اصلی این مقاله بیان ضرورت و چگونگی کاربرد  مدیریت استراتژیک در تشکیلات ایمنی  و تعیین الگوی استقرار آن در چارچوب مدیریت استراتژیک می باشد. بر این اساس ابتدا مفاهیم و مراحل مدیریت استراتژیک بیان شده و سپس عناصرمدیریت استراتژیک در تشکیلات و واحدهای ایمنی و سلامت کار ذکر می گردد.

 

مدیریت استراتژیك  Strategic Management 

با توجه به تحولات و دگرگونی های مداوم در محیط سازمان ها، مدیریت استراتژیک تحلیل علمی مناسب از محیط و مسایل و نیازها انجام می دهد تا مدیران بتوانند نه تنها در مقابل تحولات عکس العمل های مناسب نشان دهند بلكه قادر باشند تغییرات  مورد نظر را در محیط و سازمان های دیگر ایجاد نمایند و با شناخت پارادایم های آتی، پیشرو و رهبر کسب و کار خود باشند. مدیریت استراتژیک مستلزم همکاری و مساعدت کلیه مدیران و کارکنان در تدوین و اجرای استراتژی ها است، بنابراین مشاركت افراد در تعیین اهداف و تحلیل درون سازمان و اجرای استراتژی افزایش یافته و احساس رضایتمندی و انگیزش شغلی بالاتری ایجاد خواهد شد و مطمئنا راندمان کاری آنها افزایش می یابد. از سوی دیگر مدیریت استراتژیک با ایجاد دورنما و رسالت مشترک موجب توسعه همكاری بین واحدهای مختلف سازمان و افزایش عملکرد، کیفیت و بهره وری آنها خواهد شد.

از مزیت های مهم دیگر مدیریت استراتژیک می توان به مشخص كردن جهت گیری های آینده و هدایت سازمان به سمت چشم انداز مطلوب و برتری در کسب و کار اشاره کرد. مدیریت استراتژیک به استقرار نظام جامع اطلاعات مدیریت کمک فراوان می كند، چون بدون آن هیچگونه تحلیل درستی از درون و بیرون سازمان  نمی توان ارایه داد، بنابراین مبنایی جامع  برای تصمیم گیری در سازمان فراهم می کند. یکی دیگر از منافع مهم مدیریت استراتژیک ایجاد فرهنگ سازمانی آفریننده، خلاق، ریسک پذیر و مشارکت جو است که موجب افزایش تعهد، مسوولیت پذیری و احساس غرور کاری می شود.

برای درک کاربرد مدیریت استراتژیک در گسترش تکنیک ها و فرهنگ ایمنی در صنایع، لازم است دو جزء مهم مدیریت استراتژیک یعنی برنامه ریزی استراتژیک و عملیاتی را به طور خلاصه تعریف کرد.

در یک تعریف جامع برنامه ریزی استراتژیک فرآیندی شامل مرور شرایط محیطی، نیازهای سازمان و ارباب رجوع، توانایی ها و نقاط ضعف سازمان دانسته می شود که با هدف تصمیم گیری روی رسالت سازمانی، اهداف، استراتژی و در نهایت تهیه برنامه مبتنی بر اطلاعات كسب شده تدوین می گردد. در تعریف دیگر بر تاثیر آن برمحیط بیرون سازمان تاکید می شود و آن را یك نوع بینش یا فلسفه برنامه ریزی برای حل مسایل و مشكلات سازمان در ارتباط با محیط بیرون و وسیله ای برای  كسب موفقیت در آینده می دانند.

هنگامی كه برنامه ریزی استراتژیك به عملیات یا وظایف روزانه تبدیل می شود به آن برنامه ریزی عملیاتی1 گویند. پس برنامه ریزی عملیاتی مجموعه برنامه های مشخص برای دستیابی به اهداف معین و كوتاه مدت (سالیانه) است.

برنامه ریزی عملیاتی بدون برنامه ریزی استراتژیك ارزش چندانی ندارد چون برنامه های عملیاتی به شرطی می توانند موفق باشند كه در چهارچوب برنامه كلان  (استراتژیك) طراحی شده باشند.

 با توجه به تحلیل وضعیت سازمان و شناسایی نقاط قوت، ضعف، تهدیدها و فرصت ها2 استراتژی های کاربردی شناخته می شوند. سازمان باید مزیت های رقابتی را درک کند و استراتژی مناسب را انتخاب نماید.

استراتژی مسیر جهت دار طویلی است كه اهداف كلی برنامه را مدنظر داشته، و راه رسیدن به آن اهداف را روشن می نماید. به تعبیری دیگر استراتژی را می توان علم و هنر طرح ریزی و هدایت عملیات، مدیریت و رهبری ماهرانه در نظر گرفت.

 

استراتژی ها را در سه سطح تقسیم می شوند:

  • استراتزی در سطح موسسه كه یک برنامه کلی است و بیان می کند موسسه چگونه به اهداف کلی و رسالتش دست پیدا کند.
  • استراتژی در سطح محصول یا سطح کسب و کار یک شرکت که بر بهبود موقعیت رقابتی محصولات و خدمات یک موسسه در بازار تاکید دارد.
  • استراتژی عملکردی که در حوزه های عملیاتی یک سازمان نظیر بازاریابی یا تحقیق و توسعه به منظور بالا بردن بهره وری منابع تا حد امکان و کسب اهداف تجاری به کار می رود.

 

استراتژی های عملکردی، یك برنامه كوتاه مدت برای حوزه های كلیدی وظیفه ای درون سازمان هستند، این استراتژی ها با هدف تامین جزییات مشخص تر درباره چگونگی اداره كردن حوزه های كلیدی وظیفه ای (امور مالی، خدماتی، بخش های آموزش، امور اداری، واحدهای فنی تخصصی، بازاریابی، نیروی انسانی و ...) تنظیم و اجرا می شوند.

استراتژی انتخاب شده در قالب برنامه ها، بودجه و روش ها اجرا می شود. اجرای استراتژی با سازماندهی، تخصیص منابع و انگیزش کارکنان برای رسیدن به اهداف سروکار دارد. اگر اجرای استراتژی موفق نباشد ممکن است دلیل آن عدم درک صحیح توسط مدیران عملیاتی باشد و یا چون ندانند چرا این استراتژی انتخاب شده در برابر اجرای آن مقاومت کنند.

استراتژی در اجرا باید بطور مستمر مورد پایش و نظارت قرار گیرد و اصلاحات لازم در صورت نیاز در استراتژی انجام گیرد. کنترل شامل مراحل زیر است:

 

الف: تعریف ابعاد یا شاخص هایی که باید اندازه گیری شوند

ب: مشخص ساختن استانداردها یا ارزش های مورد نظر برای آن ابعاد

ج: اندازه گیری عملکرد

د: مقایسه نتایج بدست آمده با استانداردها

پ: انجام تغییرات ضروری.

 

مدیران استراتژیك همواره با دو پرسش اساسی مواجه هستند:

 

الف: آیا در جهت درست حركت می كنیم؟ آیا مسایل كلیدی در جای خودشان قرار دارند؟ آیا فرضیات ما درباره روندهای عمده و تغییرات درست است؟ آیا اقدامات حیاتی كه لازم است انجام دهیم در حال انجامند؟ آیا لازم است این استراتژی را تعدیل كرد؟

 

ب:نتایج عملكرد ما چگونه است؟ آیا به هدف می رسیم زمان بندی ها را مراعات می كنیم؟ آیا هزینه ها و گردش نقدی با پیش بینی مطابقت دارند؟ آیا تغییر عملیاتی ضرورت دارد؟

مطابق با آنچه گفته شد، در شکل زیر مراحل مدیریت استراتژیک نشان داده شده است.

 

 

کاربرد مدیریت استراتژیک در ایمنی

در این بخش عناصر مدیریت استراتژیک در ایمنی مطابق الگوی ذکر شده بیان می گردد و در انتها مدل ایمنی مبتنی بر مدیریت استراتژیک در صنایع ارایه می شود.

 

  • رسالت (Mission )و دورنمای (Vision) تشکیلات ایمنی

رسالت دلیل بودن یك سازمان است مبنای اولویت ها، استراتژی ها، برنامه ها، و وظایف سازمان است. ماموریت، كیفیت و خصوصیاتی را بیان می كند كه موجودیت تشکیلات ایمنی را شرح می دهد: چرا ما ایجاد شده ایم چه چیزی را می خواهیم عرضه كنیم.

 

با توجه به تعریف رسالت می توان بیانیه رسالت یک واحد یا تشکیلات ایمنی را به شرح زیر بیان کرد

ماموریت اصلی ما افزایش سطح تندرستی و بالا بردن طول عمر کارکنان همراه با حد اکثر توانمندی است و به همین منظورمتعهد می شویم از طریق تدوین قوانین و مقررات ضروری و کاربردی، بازرسی ها، خدمات مشاوره ای، توسعه وآموزش، گسترش برنامه های مشارکتی و انتشار استانداردها و راهنماها به رسالت خود عمل کنیم.

برای افزایش یادگیری همواره تلاش كرده و محیطی فراهم می كنیم تا کارفرمایان، كاركنان به طور مستمر بر دانش و آگاهی ایمنی خود بیفزایند و به همین منظور برای ایجاد محیط سالم با نشاط عاری از صدمات و بیماری همراه با فرهنگ ایمنی هرگونه اقدامی را انجام می دهیم.

در راستای افزایش اثر بخشی و کارایی، با سازمان های مختلف بهداشت کار و ایمنی همکاری مستمر داشته و با انجام کار درست به روش صحیح می توانیم کیفیت زندگی کاری کارکنان را ارتقاء داده و در توسعه اقتصادی کشور سهیم باشیم.

دورنما به همه فعالیتهای سازمان جهت می دهد و پایه های اساسی برای هماهنگی در كاركنان فراهم می كند. دورنما به عنوان ایده آلی كه سازمان می خواهد به آن دست یابد و برای مشتریان آن را ارایه نماید، تعریف می شود. یك دورنمای روشن مجموعه ای از اهداف متعالی در جهت اتحاد و هماهنگی بین دیدگاه های واحدها می باشد.

در ده سال بعد، خدمات و فرآیندهای جدید ایمنی بر اساس خواسته ها و نیازهای توافق شده با کارگران و کارفرمایان طراحی می گردد و با برنامه ریزی مناسب خدمات در حداقل زمان با هزینه كم ارایه می شود و هر کارمند یا کارفرمایی می فهمد که سلامتی و ایمنی کار به کسب و کار شرکت و بقاء سازمانی کمک اساسی می کند. از این رو كاركنان از كاركردن در سازمان لذت می برند و در نهایت  احساس افتخار و غرور کرده و سود سرشاری بدست می آورند.

 

  • تحلیل استراتژیک

برای توسعه و تنظیم اهداف ایمنی و جهت گیری های استراتژیک ابتدا باید تحلیل جامع وضعیت درونی و بیرونی را داشته باشیم. این تحلیل شامل: تحلیل ایمنی و بهداشت حرفه ای در کشور، شناخت گذشته بررسی موضوعات و روندهای حال و آینده ایمنی و سلامت کار (تحلیل(SWOT ، تحلیل حوادث و بیماری های کار و بررسی خطرات شغلی می باشد. این تحلیل همچنین شامل برنامه ها و استراتژی های فعلی سازمان (ایمنی و سلامت کار) است که در راستای تعیین اولویت های سازمان هستند، صورت می گیرد. این فرآیند، داده های اساسی برای تنظیم اهداف استراتژیک را فراهم می کند.

برای انجام تحلیل SWOT وجود اطلاعات منابع، فرآیندها و عملكرد بسیار مهم است. در اختیار داشتن شاخص های ایمنی، خصوصیات کارکنان، برنامه های پشتیبانی، سیاست های كلان سلامت کار و ... استفاده از منابع کتابخانه ای، اطلاعات و آمارهای موجود به تحلیل فوق كمك فراوان می نماید. بنابراین وجود واحد MIS (سیستم اطلاعات مدیریت) یا نظام گردآوری و ثبت اطلاعات برای تسریع در تصمیم گیری و تحلیل وضعیت الزامی می باشد.

 

  • تحلیل درون سازمان آن دسته از فعالیت های قابل كنترل واحدهای ایمنی هستند كه شامل عامل یا نیروهایی هستند كه مزیت رقابتی یا یك ضعف در مقایسه با رقبای اصلی می باشند و به دو دسته تقسیم می شوند:

 

الف : نقاط قوت6

ب: نقاط ضعف7

 

  • تحلیل عوامل بیرونی (محیطی) نیز مجموعه ای از عوامل خارجی غالبا خارج از كنترل است که بر انتخاب، جهت، فعالیت، ساختار و فرآیندهای تشکیلات ایمنی تاثیر می گذارند.

 

تاثیرات این عوامل تحت عنوان فرصت ها8 و تهدیدها9 تقسیم بندی می گردد. بنابراین رویدادها و روندهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، قانونی، سیاسی، فن آوری و رقابتی كه می توانند به تشکیلات ایمنی ضرر یا منفعت برسانند به عنوان تهدید یا فرصت تلقی می شوند. سازمان ها برای بهره جستن از فرصت های خارجی و پرهیز از اثرات ناشی از تهدیدهای خارجی درصدد انتخاب مناسب ترین استراتژی می باشند.

مواردی نظیر تخصیص منابع کافی، هم‍‍‍كاری با سازمان های مرتبط با ایمنی، دسترسی به تكنولوژی جدید، سطح سواد کارکنان، عوامل فرهنگی، تغییرات جمعیتی، عوامل اقتصادی، تغییر در نیازها و الگوی بیماری ها و حوادث، تغییر در نحوه ارایه خدمات سلامت کار، رشد جمعیت، فعالیت های رقبا، احتمال ورود بخش خصوصی، قوانین و تعین نرخ تعرفه ها، استراتژی های كلان سازمان و ... می توانند در ارزیابی و تحلیل محیط بیرونی سازمان در نظر گرفته شوند.

فایده SWOT این است كه می توان به موقع برای مقابله با تهدیدها و ضعف ها اقدام به عمل آورد. همواره باید تلاش كرد تا تیم برنامه ریزی به رخدادهای درون و بیرون تشکیلات ایمنی توجه كنند. از این طریق موضوعات و مسایل مهم سازمان مشخص می شوند.

 

  • موضوعات کلیدی و استراتژیک

با این تحلیل موضوعات کلیدی واحد ایمنی مشخص می گردد. چالش های اصلی کجاست؟ در چه موضوعاتی قادر به توسعه هستیم و چه مشکلات عمده ایمنی وجود دارد؟ اینها مبنایی برای تنظیم اهداف استراتژیک هستند. (برای تنظیم اهداف تحلیل مشکلات و موضوعات نیز باید انجام گیرد).

 

 

 

نقاط قوت

نقاط ضعف

فرصت ها

SO

WO

تهدیدها

ST

WT

 

 

مثال هایی از چالش های ممکن یک سازمان در رابطه با ایمنی به شرح زیر می باشد:

 

-  روند ها و تغییرات جمعیت شناسی کارکنان ( نظیر: ترکیب سنی و جنسی، خواسته و انتظارات از شغل، سطح تحصیلات، افزایش مشارکت زنان و ....)  و تغییر ماهیت مشاغل که همگی چالش های بهداشتی و ایمنی جدیدی را ایجاد می کند.

- روندها و تغییرات مرگ و میر و بیماری در محیط کار، مباحث جدیدی را در ایمنی مطرح می کند که نیازمند رویکردها و استراتژی های جدید برای سیستم های ایمنی و سلامت کار می باشد.

- سرپرستی و تحت پوشش قرار دادن تعداد زیادی از کارکنان و کارفرماها (گستردگی و تنوع مشاغل و واحدها)

- پدیدار شدن مشکلات در سلامتی و ایمنی کارکنان و ضرورت آمادگی لازم برای چالش های جدید که یک برنامه ریزی مناسب را ضروری می دارد.

- فقدان خط مشی و تشکیلات مشخص و منظم برای پیگیری و مقابله با چالش ها و روندهای ایمنی و سلامت محیط کار.

 

  • تعیین اهداف استراتژیک

اهداف استراتژیک، بیان نتایج مورد انتظار در زمان بلند مدت هستند که براساس تحلیل انجام شده تعیین می گردند و به دلایل زیر بسیار مهم می باشند:

 

- ادغام و همسوسازی فعالیت ها در کل سازمان را فراهم می کند؛

- به عنوان معیارهایی برای کنترل هستند؛

- مبنایی برای انتخاب استراتژی هستند،

- موجب تسریع در عملیات و انگیزش هستند؛

- رهنمودهایی برای تصمیم گیری کلان فراهم می کنند؛

- مبنای تخصیص بودجه هستند؛

- جهت نظارت بر پیشرفت برنامه ها ضروری هستند؛ و

- اولویت های کاری را مشخص می کنند.

 

مثلا برخی اهداف ایمنی ممکن است شامل موارد ذیل باشند:

کاهش خطاهای شغلی، ارتقای فرهنگ سلامتی و ایمنی، به حد اکثر رساندن اثربخشی و کارایی با تقویت توانمندی ها و زیر ساخت های لازم و تنظیم برنامه های مداخله ای در صنایع.

 

  • تنظیم استراتژی های مناسب

به منظور دستیابی به اهداف استراتژیک باید استراتژی های مناسب انتخاب کرد. همانطوری که پیشتر گفته شد، استراتژی عبارت است از الگو یا طرحی كه اهداف، سیاست ها و زنجیره های عملیاتی تشکیلات ایمنی را در قالب یك كل بهم پیوسته با یكدیگر تركیب می كند.

این استراتژی ها می توانند شامل موارد زیر باشد:

 

- توسعه معیارها و استانداردهای مناسب برای بهداشت حرفه ای و ایمنی

- ساماندهی ساختار و تشکیلات ایمنی

- تلاش در جهت ایجاد فرهنگ ایمنی در کلیه کارکنان

- بهبود اثربخشی رویکردهای واحد ایمنی  

- تقویت بازرسی های مستمر محیط های کار و کارکنان برای حفظ سلامتی آنها

- ساماندهی خدمات آموزشی و مشاوره ای

- گسترش آموزش، مشاوره  و توسعه برنامه های مشارکتی برای کارفرماها و کارگران

- تلاش در راستای تثبیت برنامه های تقویت سلامتی و ایمنی

- ایجاد و توسعه ارتباطات با سایر موسسات و سازمان های مرتبط با موضوعات ایمنی و سلامت کار

 

مدیریت استراتژیك با تدوین استراتژی پایان نمی یابد. اینک باید برنامه را اجرا کرد، و اجرای برنامه در قالب برنامه ریزی عملیاتی صورت می گیرد. پس هر برنامه استراتژیك كه برای كل تشکیلات ایمنی نوشته می شود برای اجرا نیاز به برنامه های عملیاتی دارد؛ این دو كاملا به هم وابسته اند. برنامه ریزی استراتژیك مانند چتری كلیه برنامه های عملیاتی را پوشش می دهد.

بنابراین پس از تعیین استراتژی ها و اهداف اصلی، آنها را در قالب برنامه های عملیاتی و برنامه عمل در آورده و در حین اجرا پایش لازم انجام گرفته و در نهایت نتایج کوتاه مدت، بلند مدت و اثر نهایی خدمات ایمنی بر جامعه اندازه گیری می شود.

 

نتیجه گیری و ارایه الگوی پیشنهادی

برای توفیق و دستیابی به اهداف ایمنی در صنایع و سایر سازمان ها باید آن را به شكل جامع و فراگیر اجرا كرد نه به صورت واحدی و بخشی. برنامه های ایمنی یك فرآیند افقی و گسترده است كه شامل تمام سطوح سازمانی است و در پی پاسخگویی به نیازها و توقعات كلیه کارکنان و ذینفعان سازمان و سایر سازمان های مرتبط در درازمدت می  باشد. عوامل و نیروهای محیط بیرون سازمان نیز تاثیرات فوق  العاده   بر توفیق برنامه ایمنی دارند. بنابراین ضروری است رویكرد كلان و استراتژیك به ایمنی داشت. قبل از اجرای فعالیت های ایمنی باید برنامه  ریزی لازم به شکل صحیح صورت گیرد، چون بدون داشتن یك برنامه خوب امكان استقرار تشکیلات ایمنی وجود نخواهد داشت و پس از مدتی اهداف آن فرآموش می شود. بسیاری از شكست ها در اجرای برنامه های ایمنی بر اثر نداشتن برنامه اجرایی مناسب می  باشد. البته زمانی برنامه  ها می  توانند به شكل هماهنگ و مرتبط با یكدیگر و در راستای دیدگاه مشترك قرار گیرند كه در چارچوب مدیریت استراتژیك نظم یابند. یعنی باید ایمنی و سلامت کار را به شكل استراتژیك و با دوره زمانی بلند مدت دید و به عنوان یك استراتژی كلان و در برگیرنده محیط داخل و خارج، با رسالت و دورنماهای مشخص در نظر گرفته شود.

در انتها مدل نهایی ایمنی مبتنی بر مدیریت استراتژیک که می تواند در صنایع بکار برده شود، به صورت زیر ارایه می گردد:

 

 

 

منابع:

1-Ansoff.A.L. Strategic Management of Technology. Business Strategy.1987. 7.no3.P:38

2-David.F. Strategic Management. Prentice-Hall.1999

3-Hunger.j &Wheelen.t. Essentials of  Strategic Management.Prentice-Hall.2001

4-McConky.D. Planning in a Changing Environment. Business Horizons.1988.P:64

5-Stoner.J. Management. Prentice-Hall.2001

6-Weihrich.H. The TOWS Matrix: A Tool for Situational Analysis. Long Range Planning.1982.15.no2.p:61

7-Glueck، William، and Lawrence Jauch. Business Policy and Strategic Management. New York: McGraw-Hill، 1984.

8-Hisrich، Robert D.، and Michael P. Peters. Entrepreneurship: Starting، Developing، and Managing a New Enterprise.

Homewood، IL: BPI/Irwin، 1989.

9-Miner، John B. Theories of Organizational Structure and Process. Chicago، IL: Dryden، 1982.

10. Pierce، John A.، and Richard B. Robinson، Jr. Strategic Management: Strategy Formulation and Implementation.

Homewood، IL: Richard D. Irwin، 1985.

11. Robey، Daniel. Designing Organizations: A Macro Perspective. Homewood، IL: Richard D. Irwin، 1982.

12. Rue، Leslie، and Lloyd L. Byars. Management: Theory and Application. Homewood، IL: Richard D. Irwin، 1983.

13. Worth، Barry. Being an Entrepreneur in Today's Sophisticated Environment. St. Louis Business Journal (Dec. 25-31، 1989): 5A.

 

 ***

 

1- Operational Planning

2- SWOT

3- Corporate Level Strategy

4- Business Level Strategy

5- Functional Level Strategy

6- Strengths

7- Weaknesses

8- Opportunities

9- Threats

خبرنامه

اطلاعات تماسی

تلفن : ۰۲۱۲۲۹۲۴۹۸۷

ایمیل :‌ info [@] safetymmesage [dot] com

درباره پیام ایمنی

فعاليت سايت پیام ایمنی از سال 1382 همزمان با انتشار نشریه پیام ایمنی آغاز گرديد. هدف ما از طراحی اين سايت، ايجاد مرجعی کامل و كارآمد از موضوعات ایمنی، بهداشت، محیط‏ زیست و آتش‏ نشانی، به منظور رفع نياز محققين و علاقمندان در كشور است.


طراحی سایت و طراحی گرافیک توسط استودیو طراحی حاشیه