مدیریت بحران و ضرورت سازماندهی و هماهنگی تیم ها

مهدی احمدی، مدرس دانشگاه آزاد اسلامی واحد جویبار

بهزاد پورمحمد، دانشگاه تهران، موسسه ژئوفیزیک، مرکز لرزه‏ نگاری کشوری

دکتر علی سیاهکالی مرادی، دانشگاه تهران، موسسه ژئوفیزیک، مرکز لرزه‏ نگاری کشوری

 

 

1- مقدمه

كشور ما همواره شاهد تغییرات زمین شناسی، تکتونیکی، جوی و زیست محیطی بوده و بروز بحران های ناشی از آنها، مانعی بر روند رو به رشد فعالیت های اقتصادی، صنعتی، کشاورزی و... محسوب می گردند و به خاطر شرایط خاص آب و هوایی، زمین شناسی، تکنوتیکی و موقعیت جغرافیایی، از بین 43 حادثه طبیعی رخداده در جهان، حدود 31 مورد آن به كرات در كشور ما رخداده است و به واسطه ی رخداد این حوادث، ایران یکی از 10 کشور آسیب‏پ ذیر جهان محسوب می‏شود.

بنابراین آمادگی و برنامه ریزی مناسب در مدیریت بهینه منابع (نیرو و امكانات) ضرورتی اجتناب ناپذیر در مدیریت بحران كشور و بخصوص در مدیریت بحران شهر تهران می باشد. ازجمله اقدامات مورد نیاز در این زمینه پیش بینی نیرو، امکانات و تجهیزات مناسب در سازمان های امدادی  و خدماتی، سازماندهی و تقویت نیروهای واکنش سریع با تجهیزات مناسب، برقراری ارتباط مؤثر بین گروه ها و سازمان های درگیر در بحران را می توان نام برد، تا با اجرای برنامه های آموزشی و مانورهای مستمر و واقعی، با دیدگاه استفاده بهینه از منابع و مدیریت واحد در بحران و قبل از آن، در بحران های آتی موفقیت بیشتری کسب نماییم. در واقع با ایجاد آمادگی كافی در بین دولت و مردم، زمینه ایجاد فرهنگ همزیستی با بحران ها را مهیا می نماییم.

 

2- ضرورت و اهمیت سازماندهی تیم های مدیریت بحران

*مشاركت بیشتر تمامی سازمان ها و مدیران آنها در سطوح ملی، استانی و شهرستانی در مدیریت بحران.

*شناسایی نیروها در سازمان‏های مختلف و تقویت آنها در امور مدیریت بحران در قالب نیروهای واكنش سریع.

*تقویت مدیریت واحد بحران در سطح كشور و سطوح محلی در مناطقی همچون شهر تهران، با تقویت روحیه كار گروهی

*استفاده بهینه از منابع بالقوه سازمان ها و تبدیل آنها به بالفعل در امر مدیریت بحران

*ارائه سریعترین و موثرترین خدمات امداد و نجات و سایر خدمات مورد نیاز به حادثه دیدگان ناشی از بحران های طبیعی در سطوح محلی و ملی

 

3- تیم های مداخله كننده در بحران

عموما در زمان بحران به صورت آشکارا و یا ناملموس همه دوست دارند دخالت کنند و این احساس که در جهت رفع بحران موثر خواهد بود، در گروه های مختلف جامعه (دولت و مردم) دیده می شود.

گروه های مداخله كننده در بحران عبارتند از:

افرادی که به طور مستقیم در معرض خطراند و افرادی که در معرض خطر نبوده، ولی حس نوع دوستی دارند. از جمله مسئولین و گروه های امدادی و خدماتی دولت. بنابراین گروه های مداخله کننده، به دو گروه دولتی و مردمی تقسیم می شوند، لذا این نکته مهم است که، عدم هماهنگی و انسجام بین گروه های مختلف در زمان بحران می تواند، باعث ایجاد نابسامانی در جامعه شده و بر شدت اثرات بحران نیز بیافزاید.

 

لذا هرچقدر برنامه ریزی بیشتر، هماهنگی قبلی بین گروه های درگیر بهتر، شناخت قبلی از منطقه بحران زده بیشتر، آموزش های تخصصی و عمومی بیشتر، پراکندگی مراکز امدادی و خدماتی مناسبتر، تجهیزات مطلوبتر، پیش‏بینی امکانات بیشتر و هر چه قدر تمرین ها جهت مقابله در زمان آمادگی نیز بیشتر باشد، در هنگام مقابله با بحران، نتایج مطلوبتری حاصل می شود. لذا به هر میزان که آمادگی جامعه (دولت و مردم) نیز بیشتر و اقدامات پیشگیرانه مناسبتر باشد، عملیات مقابله صحیح تر، سریعتر و مناسبتر صورت می پذیرد.

عموما در هنگام وقوع بحران نوع ورود به صحنه حادثه جهت انجام اقدامات مقابله‏ای، به سه صورت زیر خواهد بود.

الف- ورود سریع بازماندگان حادثه از خود محل حادثه جهت مقابله.

ب- ورود نیروهای امدادی و خدماتی دستگاه های اجرائی دولتی و عمومی از نزدیک ترین محل به صحنه حادثه و مناطق با آسیب کمتر.

ج- ورود شهرها، استان ها و کشورهای معین به صحنه حادثه که به تناسب فاصله از مرکز بحران و میزان توانمندی خود وارد عمل می شوند.

از بین گروه‏ های فوق، دسته اول، عموما بازماندگان حادثه اند که خود به دو گروه تقسیم می شوند یا خودشان، اعضاء و کارکنان سازمان های امدادی و خدماتی بوده و یا خود از مردم عادی هستند. اگر این افراد آموزش های لازم جهت عکس العمل سریع و مناسب و همچنین اقدامات خود امدادی و آموزش های اولیه را در جامعه دیده باشند، می توانند مؤثرترین افراد با حداقل امکانات جهت مقابله بعد از حادثه باشند.

دسته دوم از گروه ‏های ذکر شده، نیروهای امدادی و خدماتی دستگاه های اجرائی دولتی و یا عمومی هستند. كه به منظورحصول نتایج بهتر و سریعتر از این نیروها، شناسائی و ساماندهی آنها در سازمان های مختلف، داشتن یک مرکز فرماندهی و یا اتاق مدیریت بحران در مناطق مختلف به گونه ای که به طورشبانه روزی پاسخگو باشد، ضرورت دارد. لذا نوع و میزان امکانات، آموزش نیروها و به کارگیری تخصص های مختلف، فاصله از مرکز بحران، هماهنگی، انسجام و فرماندهی و مدیریت واحد در عملکرد این نیروها بسیارمؤثر است.

دسته  سوم از گروه‏ های مذکور شامل تیم ها و نیروهای مداخله کننده از شهر ها ، استان ها و کشورهای معین می باشند که خود آنها نیز در دو حالت می توانند عمل کنند. عموما یا گروه های اول و دوم فعالند و یا به خاطر شرایط خاص بحران، هیچکدام از این گروه ها فعال نیستند. اگر قصد گروه های معین، مداخله در بحران و مقابله مستقیم است، حتما بایستی با امکانات، تجهیزات و نیروهای مستقل وارد منطقه بحران زده شده، که در این حالت شناخت قبلی از محیط بحران بسیار مؤثر است.

اگر گروه دوم اشاره شده (گروه های امدادی و خدماتی) فعال باشند، این گروه ها (دسته ی سوم) به عنوان نیروهای کمکی عمل خواهند نمود، که در این حالت نوع و میزان پشتیبانی ، بستگی به میزان ارتباط قبلی این گروه ها با همدیگر دارد .

به هرحال شهرها، استان ها و کشورهای معین بایستی به دور از همه حساسیت های اجتماعی، جغرافیایی، سیاسی، با یک حس نوع دوستی دارای برنامه بوده و سریعا بدون در نظرگرفتن هرگونه ملاحظاتی و با توجه به هماهنگی‏های اولیه و بر اساس نوع نیاز و مناطق مورد نیاز و همچنین اخذ دستور از مرکز محلی مدیریت بحران، با کمک گرفتن از نیروها و مسئولین محلی و براساس فرهنگ، آداب و رسوم و موقعیت جغرافیایی منطقه آسیب دیده، جهت مقابله وارد عمل شوند.

 

4- ضرورت مدیریت واحد بحران

معضلی كه هنگام بروز بحران عموما خود را نمایان می سازد، هماهنگ نبودن سازمان های مسئول و گاها مداخله گروه‏های مردمی، در كنترل بحران ها می باشد. لذا رفع این معضل و ایجاد یک وحدت رویه، زمانی بیشتر اهمیت پیدا می كند كه، بدانیم ایران جزء ده كشور اول حادثه‏خیز جهان است. معمولا این عدم هماهنگی در زمان بحران باعث بروز عوارضی می شود كه عمدتا بیش از منشأ خطر، افراد و اموال درگیر در سانحه را با مشكل و خطر اتلاف روبرو می سازد. بنابراین جستجوی شیوه ای در مدیریت و فرماندهی (مدیریت واحد بحران) در راستای رسیدن به هدف هدایت و راهبری مناسب، از اهمیت حیاتی برخوردار است.

 

با توجه به مطالب فوق، مهمترین مشكلاتی كه لزوم ایجاد چنین سیستمی را ایجاب می نماید، عبارتند از:

* سیاست‏ ها و رویه های متفاوت سازمان ها.

* عدم وجود و یا ضعف در یك ساختار سازمانی مشترك بین سازمان ها.

* عدم وجود و یا عدم اجرای یك فرایند برنامه ریزی شده  هماهنگ.

* عدم وجود و یا ضعف در ارتباطات بین سازمانی شامل شبكه ها، دستگاه ها و فركانس ها.

* تفاوت در اصطلاحات مربوط به پرسنل، ماموریت‏ها و منابع.

* هزینه های رو به افزایش كه بر همكاری های چند جانبه تاثیر می گذارد.

* تلفات بسیار زیاد در برخی از سوانح مثل زلزله‏های مهیب.

* مسائل ایمنی و بهداشتی امدادگران و شهروندان.

 

لذا به منظور چگونگی عملیات امداد و نجات نیاز به شیوه ای جدید از مدیریت در بحران بوده که به آن مدیریت هماهنگ، یکپارچه و واحد گفته می شود.

در مدیریت واحد بحران به عنوان علمی نوین در مدیریت بحران، خطرات بالقوه و منابع موجود مورد ارزیابی قرارگرفته و کوشش می شود، تا با برنامه ریزی کارشناسانه، بین منابع و خطرات احتمالی موازنه برقرار شده و با استفاده از منابع موجود نیز بتوان بحران را کنترل کرد. در این روش مدیریتی علاوه بر انجام وظایف به صورت تخصصی و یا عمومی، همه گروه ها در قالب یک مدیریت واحد و یکپارچه، اقدامات و فعالیت های خود را در خصوص مراحل مدیریت بحران ساماندهی نموده و حتی برای مردم نیز در این شیوه مدیریتی نقش و جایگاه مشخصی در نظر گرفته می شود.

لذا برای آمادگی و اقدامی موثر جهت مقابله و کاهش خطرات ناشی از بحران، تا پایان دوره بحران و حتی پس از آن، چه در صحنه عملیات و چه در فضای خارج از آن و حتی در سیاست گذاری های کلان و تخصصی، نیاز به مدیریت و فرماندهی واحد می باشد.

در همین راستا و جهت دسترسی به مدیریت واحد در بحران، بایستی نکات زیر مد نظر باشد:

* هر یک از سازمان ها و منابع آنها به صورت تخصصی تعیین و انجام امور نیز به صورت تخصصی و با مدیریت متمرکز و واحد صورت گرفته و در این خصوص، خود سازمان تخصصی نیز باید دارای سیستم مدیریتی صحیح و قوی باشد.

* در مدیریت واحد بحران سیستم هماهنگ کننده نباید در امور مدیریت داخلی سازمان ها (امور تخصصی آنها) دخالت کند.

* در مدیریت واحد بحران سیستم هماهنگ كننده باید، وظایف و اولویت های انجام امور را برای سازمان های زیر مجموعه در سطوح ملی، استانی، شهرستانی مشخص و به آنها ابلاغ و مرتبا پیگیری نموده تا اجرایی شود.

*در مدیریت واحد نباید نحوه انجام وظایف تخصصی و داخلی به سازمان ها دیکته شود، بلکه بهتر است انجام به موقع امور تخصصی در مدیریت بحران از آنها خواسته شود.

لذا از آنجایی‏که در مدیریت واحد، مدیریت بهینه منابع مد نظر است، چند اصل در این کار مهم می باشد:

الف: وجود یک مرکز عملیات اضطراری مجهز به نیرو و امکانات در تک تک دستگاه های اجرایی و وجود یک مرکز فرماندهی و مدیریت واحد بحران در سطوح مختلف ملی، استانی و شهرستانی.

ب: وجود یک سیستم اطلاعاتی و ارتباطی خوب.

ج: وجود ارتباط مؤثر، نزدیک و مستمر بین مسئولین هدایت کننده بحران و سازمان های ذیربط و همچنین ارتباط مؤثر بین مسئولین و پرسنل دستگاه های اجرائی و تخصصی.

د : احساس مسئولیت سازمان های مداخله کننده در مراحل مختلف بحران در قبال وظایف ذاتی و تخصصی خود ، علی‏الخصوص عملیاتی کردن برنامه‏ ها و قوانین ابلاغی.

بنابراین در مدیریت واحد بحران انتظار می‏رود:

* تمامی سازمان های دخیل در كنترل سانحه تحت یك فرماندهی واحد قرار گیرند.

* همه تلاش‏ها در راستای یك طرح عملیاتی واحد صورت گیرد.

* همه سازمان های دخیل، از عبارت و مفاهیم یكسان و روش ارتباطی مخابراتی یكسان استفاده كنند.

* ساختار سازمانی آنها انعطاف پذیر گردد.

* تسهیلات مورد نیاز از پیش تعیین شده ای، جهت كنترل سانحه  داشته باشند.

* تنها یك فرد مشخص مدیریت میدانی را عهده دار بوده و تنها یک فرد مامور انتقال اطلاعات به رسانه ها و مردم باشد.

* نظارت بر عملکردها جدی گرفته شود.

* هر فرد تنها یك مسئول داشته و فقط در برابر او پاسخگو باشد.

 

و نهایتا این كار باعث می گردد تا:

 

* بین سازمان های درگیر در بحران افزایش هماهنگی صورت گیرد.

* بیشترین خدمات، با حداقل هزینه و در كوتاه ترین زمان ممكن انجام پذیرد.

* باعث فراهم نمودن زمینه های لازم برای مداخله موثر، مناسب و به موقع تمامی سازمان ها، به منظور كنترل بحران تحت فرماندهی واحد و در جهت پیشگیری از هرج و مرج، ضمن حفظ حوزه  اختیارات هر سازمان می گردد.

 

5- تقویت و تشكیل تیم های عملیاتی در سطوح مدیریتی و عملیاتی بعنوان یك ضرورت در مدیریت بحران

با توجه به حادثه‏خیزی کشور ما و حتی به صورت محلی در شهر تهران، به منظورسیاست گذاری، برنامه ریزی و اجرای برنامه های عملیاتی در مدیریت واحد بحران ، تقویت و ایجاد تیم های مدیریتی و اجرایی - عملیاتی زیر امری اجتناب ناپذیر است:

 

  • 5-1- تیم های تصمیم گیری ارشد : این تیم ها متشکل از نمایندگان بالاترین و مهم ترین سازمان های تصمیم گیرنده در سطوح کشوری، منطقه ای، استانی و یا شهرستانی بوده که در شرایط بحرانی مركب از بالاترین مقام تصمیم گیرنده و یا جانشین آن، با قدرت و جایگاه سیاسی ، اجتماعی و تخصصی می‏باشد. این افراد عموما قبل یا حین بحران با حضور در مركز مدیریت بحران و یا گاها با حضور خود در صحنه بحران و تشكیل جلسات هماهنگی اقدام به سیاست گذاری كلان در خصوص روند مدیریت بحران می پردازند.

 

بر اساس قانون تشكیل سازمان مدیریت بحران كشور بیش از 25 وزارتخانه و سازمان عضو شورایعالی مدیریت بحران كشور می باشند، بنابراین اگر هر عضو شورایعالی 3 جانشین برای خود در امر مدیریت بحران معرفی نماید، تا در مواقع ضروری بر اساس ضرورت در جلسات سیاست‏گذاری شركت نمایند، شورای عالی بجز اعضاء اصلی می تواند، بسته به زمان و نوع نیاز به این افراد حداقل  بیش از 75 نفر فرد جانشین خود همزمان و یا با بکارگیری بخشی از این افراد بهره مند گردد، كه تشخیص تعداد و نحوه استفاده از این نیرو های تصمیم گیرنده جانشین ارشد، با شورای عالی خواهد بود.

از طرفی شورای هماهنگی مدیریت بحران كشور نیز به طور متوسط 25 عضو داشته كه اگر هر عضو شورای هماهنگی نیز برای خود 3 جانشین انتخاب نماید، عملا در شرایط بحرانی به راحتی و در صورت نیاز و یا در صورت بروز مشكلاتی برای اعضای اصلی، امكان فراخوانی همزمان و یا فراخوانی تعدادی از 75 نفر جانشین آنها در شورای هماهنگی مدیریت بحران كشور خواهد بود و بدین نحو به راحتی می توان این خلاء مدیریتی در جلسات تصمیم‏سازی در سطح كشور را پوشش داد.

در استان ها نیز در خصوص شورای مدیریت بحران استان و شهرستان ها نیز می توان به همین نحو عمل كرد.

بنابراین در كشور ما بیش از 25 مدیر ارشد در حد وزیر در شورایعالی مدیریت بحران و 75 جانشین در سطح ملی و 25 معاون وزیر با 75 جانشین در شورای هماهنگی مدیریت بحران و بیش از 30 مدیر كل و 90 جانشین در شورای مدیریت بحران استان و 30 رئیس اداره و 90 جانشین در شورای مدیریت بحران شهرستان می توانند فراخوانی و بسته به سطح و نوع حادثه یا بحران حوادث، به امر سیاست‏گذاری و رهبری امور بپردازند. یعنی می توان از 100 مدیر ارشد كشوری در شورای عالی و 100 مدیر ارشد كشوری در شورای هماهنگی و 120 مدیر ارشد استانی و جانشین آنها در شورای مدیریت بحران استان و 120 مدیر در شورای مدیریت بحران شهرستان متناسب با ابعاد حادثه و نیاز، بهره مند شد. و در واقع با مشخص کردن این نیروها و مدیران تصمیم‏ساز در سطوح مختلف کشور و برنامه‏ریزی برای آنها و تداوم و پیگیری اجرای برنامه‏ها برای آنها معضل مدیریتی که گاها در برخی بحران‏ها مشاهده می‏گردد را حل نمود. البته در سال های اخیر در مدیریت بحران کشور اقدامات شایسته و موثری در این خصوص انجام گرفته است. این برنامه ریزی و نیاز مدیریتی در بحران در شهر مهم و حادثه خیزی همچون تهران بیش از پیش دیده می شود.

 

  • 5-2- تیم اجرائی و عملیاتی:

همانگونه كه گفته شد، عموما در بحران بر اساس نوع، محل وقوع، نوع آسیب، میزان آسیب، شعاع تاثیر، زمان آسیب و متناسب با محلی، استانی، ملی، منطقه ای و یا جهانی بودن بحران، گروه های مختلف وارد عمل می گردند.

گرچه در بحران های رخداده در مناطق مختلف كشور همه گروه های دولتی بتدریج وارد عملیات جهت مقابله با بحران می گردند، ولی ضرورت دارد برنامه ریزی مناسبی جهت شناسایی و ساماندهی نیروهای دولتی و مردمی و تجهیز آنها به امكانات مناسب در سطح كشور انجام گیرد.

این تیم ها مركب از پرسنل و نیروهای سازمان ها، نهادهای تخصصی و یا گروه های مردمی سازماندهی شده بوده و وظیفه این تیم ها در بحران نیز مداخله مستقیم در بحران و اجرای تصمیمات و دستورات صادر شده از مقامات ارشد می باشد و جهت دسترسی به نتایج مطلوب توسط این تیم ها تامین منابع (تجهیزات و امکانات مناسب) برای آنها الزامی است.

در كشور ما معضلی كه عموما در بحران‏های ناشی از حوادث غیرمترقبه با آن روبرو می باشیم، این است كه نیروهای درگیر در امر مدیریت بحران پویا و آماده به كار نبوده و در شرایط عادی به امور جاری خود پرداخته و تنها در صورت بروز حادثه از توان آنها استفاده می گردد. گرچه این روش انقباضی باعث عدم ایجاد خلاء در امور جاری كشور می شود، گاها دیده شده است بعلت در دسترس نبودن نیروها و یا عدم آمادگی كافی آنها، حتی در خصوص نیروهای مراكز امدادی و خدماتی، عملیات مقابله با بحران با تاخیر و نامناسب صورت پذیرد.

لذا داشتن نیروهائی پویا، آموزش دیده و آماده و مجهز به امكانات مناسب در تك‏تك سازمان ها و نهادها امری ضروری و اجتناب ناپذیر است. به همین منظور پیشنهاد می گردد، چه در سازمان های امدادی و خدماتی كه عموما بطور مستقیم در بحران ها دخیل اند و چه در تمامی سازمان های تخصصی دولتی و عمومی، نیروهای مناسب و مؤثر در بحران شناسایی شده و ضمن آموزش مستمر و مداوم آنها و تجهیز و به روز نمودنشان، توانمندی مدیریت بحران را هم در سطوح تخصصی و هم در سطح كلان ملی، استانی و شهرستانی تقویت نمود. البته این نیروها بعنوان نیروهای واكنش سریع در مدیریت بحران كشور خواهند بود و سازماندهی و تقویت این نیروها هیچ منافاتی با بكارگیری سایر نیروهای دستگاه‏های اجرایی در امر مدیریت بحران درحوادث رخداده در سطح ملی، منطقه ای، استانی و یا شهرستانی ندارد.

بعنوان مثال در شهری همچون تهران، اگر در سطوح وزارتخانه ها و سازمان های ملی بطور متوسط 100 نفر نیروی مناسب شناسایی شده و این نیروها بطور مرتب آموزش های لازم را در خصوص مدیریت بحران دیده و به امكانات تخصصی متناسب با فعالیت خود نیز مجهز شوند، بطور متوسط بیش از 5000 نفر نیروی واكنش سریع آماده عملیات در وزارتخانه ها و سازمان ها در سطح ملی (حداقل در شهر تهران) خواهیم داشت.

در سطوح استانی نیز، اگر بطور متوسط از هر اداره كل حداقل حدود 50 نفر نیرو در سطح ستاد و صف (شهرستانی) با توزیع مناسب و پراکنده در تمامی نقاط استان، شناسایی شده و آموزش های لازم در خصوص مدیریت بحران را بطور پیوسته و مرتب دیده و به امكانات تخصصی متناسب با فعالیت های جاری خود مجهز شوند، مشاهده می نماییم كه حداقل بیش از 1500 نفر نیروی واكنش سریع متخصص و مجهز در استان ها خواهیم داشت و اگر این رقم در 31 استان كشور ضرب شود این عدد به 46500 نفر در سطح كل كشورخواهد رسید.

 البته فراخوانی نیروهای عملیاتی واكنش سریع در سطح وزارتخانه ای، استانی و كشوری متناسب با ابعاد حادثه و سطح آن در سطوح ملی، منطقه ای، استانی و شهرستانی صورت خواهد گرفت و هیچ منافاتی با فعالیت عادی سازمان های درگیر در امر مدیریت بحران که در این امر مهم، فعالیت های عادی خود را انجام خواهند داد نداشته، بلکه باعث تقویت آنها و بازدهی بیشتر در کنترل بحران می گردد.

لذا ارتباط این نیروها با هم در داخل سازمان های تخصصی و مابین سازمان های تخصصی در سطوح ملی، استانی، شهرستانی و ارتباط بین استانی در مدیریت بهینه منابع در بحران های احتمالی آتی در سطوح مختلف بسیار موثر خواهد بود.

از طرفی وجود یك سیستم نظارتی مناسب و مستمر در عملكرد این نیروها و انجام تمرینات دوره ای درون سازمانی و بین سازمانی، ملی، منطقه ای، استانی و شهرستانی و انعكاس عملكرد آنها و برطرف نمودن نقاط ضعف آنها و تقویت نقاط قوتشان قبل از وقوع بحران، باعث تقویت عملكردی آنها در زمان بحران خواهد شد.

بنابراین جهت تحقق این امر مهم در مدیریت بحران كشور باید در سطوح وزارتخانه ها و سازمان های ملی، ادارات كل استانی و ادارات شهرستانی اقدامات زیر صورت پذیرد و یا در صورت انجام برخی از این اقدامات بایستی آنها تقویت و به روزرسانی شود:

* ایجاد مركز فرماندهی و هماهنگی مدیریت بحران در تمامی سطوح ملی، استانی و شهرستانی.

* شناسایی نیروهای توانمند و با انگیزه در سازمان ها و نهادهای دولتی و عمومی در امر مدیریت بحران جهت بکار گیری در سطوح مختلف آن.

* كد بندی نیروها در سطوح مختلف مدیریتی و اجرایی جهت فراخوانی آنها در زمان مناسب.

* آموزش نیروها به طور پیوسته و مداوم در امور تخصصی خود.

* تجهیز و به روز نگه داشتن نیروها.

* برگزاری مانورهای متعدد درون سازمانی و برون سازمانی برای افزایش توان نیروها.

* تدوین برنامه عملیاتی مناسب جهت بكارگیری نیروها.

* تدوین برنامه مناسب جهت فراخوانی نیروهای مدیریتی و عملیاتی متناسب با نیاز در بحران در سطوح مختلف ملی، منطقه ای، استانی و شهرستانی.

گرچه بسیاری از اقدامات بیان شده در بالا در كشور چه در سطح ملی، استانی و شهرستانی انجام شده است، شما خود قضاوت نمایید اگر انجام شده طبیعی است ضرورت دارد آن را تقویت نموده و اگر در خصوص هر یک از موارد ذكر شده كاری انجام نشده است، در این امر مهم مشاركت نموده، تا شاهد تقویت مدیریت بحران در سطوح مختلف کشور و بخصوص مدیریت بحران شهر پرخطری همچون تهران، با هدف ارایه سریعترین و موثرترین خدمات به حادثه دیده گان ناشی از بلایای طبیعی در حوادث احتمالی آتی باشیم.

 

خبرنامه

اطلاعات تماسی

تلفن : ۰۲۱۲۲۹۲۴۹۸۷

ایمیل :‌ info [@] safetymmesage [dot] com

درباره پیام ایمنی

فعاليت سايت پیام ایمنی از سال 1382 همزمان با انتشار نشریه پیام ایمنی آغاز گرديد. هدف ما از طراحی اين سايت، ايجاد مرجعی کامل و كارآمد از موضوعات ایمنی، بهداشت، محیط‏ زیست و آتش‏ نشانی، به منظور رفع نياز محققين و علاقمندان در كشور است.


طراحی سایت و طراحی گرافیک توسط استودیو طراحی حاشیه